نمایش محتوای سبز
شبکه امامت جمعه
اخبار ائمه جمعه استان
ائمه جمعه استان
حسن رضا فرح بخش
امام جمعه شهر : نيم بلوك
استان : خراسان جنوبی
تاريخ معارفه :1405/6/6
حسین ابراهیمی
امام جمعه شهر : حسین آباد
استان : سمنان
تاريخ معارفه :1405/6/6
حسن صفری
امام جمعه شهر : اردبیل
استان : اردبیل
تاريخ معارفه :1405/6/5
مجید بهادری
امام جمعه شهر : سرفاریاب
استان : کهکیلویه و بویراحمد
تاريخ معارفه :1405/6/4
محمدتقی زارعی پور
امام جمعه شهر : پاتاوه
استان : کهکیلویه و بویراحمد
تاريخ معارفه :1405/6/3
جعفر رستاخیز
امام جمعه شهر : بندر جاسك
استان : هرمزگان
تاريخ معارفه :1405/6/1
حسین اسکندری
امام جمعه شهر : رزوه
استان : اصفهان
تاريخ معارفه :1405/5/30
صادق صالحی
امام جمعه شهر : حسن آباد فشافويه
استان : تهران
تاريخ معارفه :1405/5/30
محمد عباسی
امام جمعه شهر : بزمان
استان : سیستان و بلوچستان
تاريخ معارفه :1405/5/30
سیداحمد شاهمیری
امام جمعه شهر : داود آباد
استان : مرکزی
تاريخ معارفه :1405/5/30
مهدی ستارزاده
امام جمعه شهر : نقده
استان : آذربایجان غربی
تاريخ معارفه :1405/5/29
مهدی خزائی
امام جمعه شهر : دهلران
استان : ایلام
تاريخ معارفه :1405/5/26
چندرسانه ای های برگزیده
1403/07/13 نماز جمعه نصر تهران
1403/01/22 نماز عید فطر
1404/01/11 نماز عید فطر
Update Required To play the media you will need to
either update your browser to a recent version or update your Flash
plugin.
از نگاه دیگران
از نگاه رسانه ها
اخبار ستادها
عملیات ستادها
درباره ستادها
ایده ها و ابتکارات
شهدای نماز جمعه
شهدای محراب
شهيد آية الله سید محمدعلی قاضى طباطبايى (ره)صفحه اختصاصی
در تبریز متولد شد و در همان شهر به شهادت رسید.
پدر بزرگوارش، حاج سید باقر مشهور به میرزا باقر که خودش از عالمان بزرگ آذربایجان بود، تعلیم و تربیت او را به میرزا محمدحسین و برادر خودش حاج میرزا اسدالله قاضی که هر دو از عالمان وارسته بودند سپرد.
با تسلط رضاشاه بر ایران همراه با پدر راهی تبعیدگاه شد. دو ماه در تهران و یک سال در مشهد.
در این دوران شانزده سال بیشتر نداشت.
آیتالله سید محمدعلی قاضی در سال 1369 ق. تصمیم بر هجرتی دیگر گرفت و این بار راه نجف را در پیش گرفت.
اقامت در نجف و استفادههای علمی و معنوی از حوزه علمیه را میتوان از بهترین و شادابترین روزگاران عمر آیتالله قاضی طباطبائی به حساب آورد.
سال 1342 شمسی در تاریخ ایرانزمین سالی است بهیادماندنی و خاطرهانگیز، سالی که بزرگ رهبر مستضعفان جهان با خروش بیامان خود چنان موج بنیانکنی به راه انداخت که میرفت برای همیشه نظام ستمشاهی را به زبالهدان تاریخ بسپارد.
در پی جوشوخروش امت مسلمان، مأموران سازمان امنیت، سید محمدعلی قاضی را دستگیر کردند، به پادگان زرهی تهران بردند و پسازآن به سیاهچال مخوف قزلقلعه تحویل دادند.
دوران حبس دو ماه و نیم طول کشید.
بعد از آزادی از زندان هم کسی حق رفتوآمد و تماس با ایشان را نداشت و همواره زیر نظر و مراقبت شدید مأموران ساواک بود.
آیتالله قاضی به خاطر مبارزات بیامانش، سالهایی از عمر پربرکت خود را در زندانها و تبعیدگاهها سپری کرد که یکی از محلهای تبعید وی بافت کرمان بود.
در پی مبارزات ستمشاهی مردم و رهبری پیامبرگونه امام خمینی (ره)، سراسر ایران به انبار باروت مبدل شده بود که هر لحظه انتظار جرقهای که انتظارش میرفت در سال 1356 شمسی از نوک قلم مزدوری جهیدن گرفت و آتش افروخت و بغض و نفرت درونی مسلمانان غیرتمند را شعلهور ساخت.
در استان آذربایجان، حضرت آیتالله قاضی با همکاری و همفکری علمای بزرگ ازجمله مجاهد نستوه آیتالله سید حسن انگجی (ره) با انتشار بیانیهای مردم همیشه درصحنه آذربایجان را به شرکت در مراسم یادبود شهدای قم دعوت کردند.
هنوز شش ماه از طلیعه انقلاب شکوهمند اسلامی نگذشته بود که این ستاره درخشان از آسمان پرفروغ علم و فقاهت غروب کرد.
شهيد آية الله میر اسدالله مدنی (ره)صفحه اختصاصی
در آذرشهر، یکی از شهرهای آذربایجان شرقی، متولد شد و در تبریز به شهادت رسید.
پدرش آقا میرعلی از سادات محترم آذرشهر بود.
هنوز شانزده بهار از عمر سید اسدالله سپری نشده بود که چراغ زندگی پدر به خاموشی گرایید.
سید اسدالله در اوایل جوانی بود که به سلک طالبان علم و کمال راه یافت، هرچند در زمان حیات پدر خواندن و نوشتن را در حد ابتدایی در مدرسه طالبیه تبریز فراگرفته بود، اما مرگ پدر و گیردار مشکلات زندگی مدتها او را از این راه بازداشت.
زمانی که سید برای تحصیل علم تصمیم به هجرت گرفت، اسلام و روحانیت روزگار سختی را میگذراندند. از یکسو رضاخان پهلوی در اوج قدرت و استبداد، فعالیت علمای اسلام را محدود ساخته بود و از سویی دیگر ظهور روشنفکران غربگرا و سرسپرده به فرهنگ بیگانه در ایران، عرصه تلاش برای تبلیغ احکام و ارزشهای اسلام را تنگتر مینمود.
بااینهمه قلب لبریز از عشق و شعف به معارف اسلامی او را واداشت که به قم هجرت کند و از محضر بزرگان دانش فقه، اصول و فلسفه بهرهمند گردد.
امام خمینی از شاگردان برجسته آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حایری به شمار میرفت.
سید اسدالله مدنی چهار سال در محضر امام خمینی حضور یافت
در سال 1363 (چهلسالگی) به زیارت خانه خدا رفت و پس از اتمام مراسم حج، بیدرنگ بهسوی نجف اشرف روانه گشت.
اجتهاد در ابواب مختلف فقهی و علوم عقلی که آرزوی هر طالب علم و کوشا در مسیر تحصیل است و سالها حتی در ایام کهولت سن به دنبال آن میگردد، چیزی بود که آیتالله مدنی در دوران جوانی بدان رسیده بود.
آیتالله مدنی پس از شهادت آیتالله قاضی طباطبایی، نخستین امامجمعه تبریز، از سوی امام خمینی (ره) بهعنوان نماینده ولیفقیه و امامجمعه تبریز انتخاب شد و در این سنگر به پاسداری و حراست از آرمانهای انقلاب اسلامی همت گماشت.
این مجاهد نستوه سرانجام در بیستم شهریور 1360 ش برابر دوازدهم ذیقعده 1401 ق در 68 سالگی در همین سنگر پس از اقامه نماز در محراب نماز جمعه تبریز توسط منافقین به شهادت رسید.
شهيد آية الله سید عبدالحسین دستغيب شیرازی (ره)صفحه اختصاصی
در شیراز متولد شد و در همان شهر به شهادت رسید.
خاندانش از سادات حسنی و حسینی به شمار میرفتند که از حدود چهار قرن پیش در شیراز به دستغیب معروف شده بودند.
سید عبدالحسین درس را از مکتبخانه شروع کرد و با فراگیری قرآن و نصاب و خواندن چند کتاب منظوم منشور فارسی دوره مکتب را پشت سر گذاشت.
او در حوزه شیراز مدتها به تحصیل پرداخت و نزد اساتیدی همچون شیخ اسماعیل، ملااحمد دارابی، و آیتالله ملاعلی اکبر ارسنجانی دوره مقدماتی و سطح را به پایان رساند پایان یافتن دروس سطح حوزه او همزمان با غائله کشف حجاب رضاخانی بود و دستغیب جوان در همان سنین (حدود 25 سالگی) به مبارزه با این تهاجم بزرگ پرداخت؛ اما مأموران او را زیر فشار قراردادند و او نیز در سال 1314 ش. مجبور به حرکت بهسوی نجف شد و سال 1321 ش. با کوله باری از علم و معرفت برخلاف میل خود و به توصیه استادانش عزم سفر بهسوی شهر خود کرد.
گرچه در خدمت به مردم مضایقه نمیکرد و زمان بسیاری به این کار اختصاص میداد، حال و هوای دعا و مناجات را رها نکرد بلکه چون در عرصه اجتماع آسیبپذیری بیشتری وجود دارد باید از سلاح و سپر دعا و یاد حق بیشتر جست.
همانطور که در علوم رسمی و اندیشههای متداول علوم اسلامی تلاشی پیگیر کرده و در آستان قرآن و عترت بار تحصیل بر زمین نهاده و سالیان متمادی به فیض بری از چشمه ساز زلال این دو گوهر گرانبها اشتغال داشت، بی هیچ سستی و مسامحهای در تهذیب نفس - به معنای واقعی آن - و سیر سلوک بهسوی دوست کمر همت بسته بود.
پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نیز باآنکه نمایندگی مردم فارس و امامت جمعه شهر شیراز را بر عهده داشت، بیشتر به ارشاد مردم همت میگمارد تا انجام امور دولتی.
وی در ۲۰ آذر سال ۱۳۶۰ توسط یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، در حال حرکت به سمت محل برگزاری نماز جمعه در ساعت ۱۱: ۲۵ با بمبگذاری انتحاری ترور شد.
شهيد آية الله محمد صدوقي (ره)صفحه اختصاصی
در یزد متولد شد و در همان شهر به شهادت رسید.
پدرش، آقا میرزا ابوطالب، از نوادههای مرحوم صدوق بزرگ بود و در عصر خود از روحانیان و مراجع معروف یزد به شمار میرفت.
در 7 سالگی پدر و در 9 سالگی مادر را از دست داد و با سرپرستی پسرعمویش میرزا محمد کرمانشاهی تحصیلات مقدماتیاش را در مدرسه عبدالرحیم خان یزد گذراند.
در بیستویکسالگی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت؛ اما سرمای زمستان اصفهان را نتوانست تاب بیاورد و خیلی زود به یزد برگشت.
یک سال بعد برای ادامه تحصیلات راه قم را در پیش گرفت و آنجا اقامت کرد. اقامتی که بیستویک سال به طول انجامید.
امام خمینی در آن زمان درعینحال که در تدریس فلسفه و عرفان و فقه و اصول، استاد اول قم شناخته میشد بهعنوان یک مبارز سیاسی هم شهرت داشت.
صدوقی جوان دو سه روز پس از ورود، امام خمینی را برای اولین بار دید و با هم آشنا شدند.
کمکم این آشنایی بالا گرفت و به رفاقت و صمیمیت تبدیل شد.
سال 1330 ه. ش.، آیتالله جوان برای انجام کاری به یزد آمد؛ اما حاجآقا وزیری، از روحانیون سرشناس یزد، از او خواست که در یزد بماند و برای ماندن آیتالله دست به هر کاری زد.
درنتیجه این اصرارها و تلاشها، آیتالله برای همیشه در یزد ماندگار شد.
پس از پیروزی انقلاب، به فرمان امام، امامت جمعه یزد را بر عهده گرفت و در این مدت کوتاه، اقدامات فرهنگی و عمرانی فراوانی از خود در این شهر به یادگار گذاشت.
شاید همین اقدامات گسترده فرهنگی و محبوبیت و تأثیرگذاری او در میان مردم بود که خشم دشمنان انقلاب را علیه او برمیانگیخت.
آیتالله چند بار مورد سوءقصد قرار گرفت و سرانجام در رمضان سال 1360 ه. ش. بعد از نماز پرشکوه جمعه، موردحمله منافقی سیاهدل قرار گرفت و در سن 75 سالگی شربت وصال محبوب را سرکشید.
شهید آية الله عطاءالله اشرفی اصفهانی (ره)صفحه اختصاصی
در خمینیشهر اصفهان متولد شد و در کرمانشاه به شهادت رسید.
شهید آیتالله اشرفی از آغاز کودکی برای تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه آمد و ابتدا در یکی از مدارس قدیمی به نام مدرسه نوریه به تحصیل مشغول شد و مدت 10 سال بهطور متوالی در حوزه علمیه اصفهان اشتغال به تحصیل داشتند.
ایشان دوران طلبگی خود را با نهایت عسرت و مشقت اقتصادی گذراند و در مدتی که در حوزه اصفهان بودند هر هفته فاصله میان اصفهان تا خمینیشهر را که دوازده کیلومتر بود طی میکردند خود میفرمود: دوشنبه خوراکم تمام میشد سهشنبه دو ریال پولم را خرج میکردم، چهارشنبه که آخرین روز تحصیل بود بدون پول و غذا میگذراندم.
ایشان جمعاً مدت 23 سال در حوزه علمیه قم و 12 سال در حوزه علمیه اصفهان بود و در این مدتی که در این دو حوزه علمیه اشتغال داشت ضمن کسب علم و دانش و نیل به درجات عالیه اجتهاد، موردتوجه خاص اساتید بزرگ و علما بود و مرحوم آیتالله بروجردی و مرحوم آیتالله حاج سید محمدتقی خوانساری به ایشان عنایت خاصی داشتند.
در سال 1335 ش شهید اشرافی بنا به دستور مرحوم آیتالله بروجردی جهت تبلیغ و نشر معارف و احکام دین و تقویت بنیه دینی و مذهبی اهالی کرمانشاه به انجام اعزام و رحل اقامت افکند پس از ورود به کرمانشاه طلاب و شاگردان بسیاری را تربیت نمود.
با اوجگیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت آیتالله امام خمینی (ع) شهید اشرفی نیز حرکتهای وسیعی را در کرمانشاه پایهگذاری کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی و بسیج همهجانبه مردم و قوای مسلح برای حضور در جبهه و پشتیبانی جبهههای جنگ هم، آیتالله اشرفی نیز با مهم توصیف کردن مسئله جنگ، در مدت 25 ماه در تمام خطبههای نماز جمعه و مصاحبهها و پیامهای خود به حضور مردم در جبههها تأکید میورزیدند.
شهید آیتالله اشرفی اصفهانی پس از 80 سال زندگی پرافتخار و خدمت به اسلام و قرآن، توسط یکی از مزدوران آمریکا و منافقین کوردل در ساعت 15/12 ظهر 23 مهرماه 1361 در سنگر نماز جمعه مسجد جامع و در محراب نماز به افتخار شهادت نائل آمد و طومار زندگی پرافتخارش نهتنها بسته نشد بلکه ورقی دیگر خورد و نامش درصحنه گیتی مانند خورشید برای همیشه میدرخشد.