نمایش محتوای سبز

1400/6/13 - 16:46
شهید مصطفی زواره ای
پس از ورود به سپاه ، مدتي به عنوان نماينده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در ستاد برگزاري نماز جمعه شهر ورامين مشغول خدمت مي شود كه مدتي نيز شعارهاي ميان نماز جمعه و پيش از آن را با صداي رسا سر مي دهد.

زندگی نامه:


مصطفي به سال 1340 در روستاي (( حصار بالا )) از توابع ((ورامين )) در خانواده اي متقي و متدين، ديده به جهان گشود .
زندگینامه
وي در دامان خانواده اي با احساسات پاك مذهبي ، تربيت و نمشيت يافت و در هفت سالگي ، قدم در راه كسب علم گذاشت . دورة ابتدايي را در زادگاه خود ، با موفقيت تمام كردو وارد دورة توسطه شد . هنگام تحصيل در دورة متوسطه ، تابستانها در كارخانة (( چيت سازي )) كار مي كرد تا هزينة تحصيل خود را تأمين كند . در سال سوّم دبيرستان ، درس و تحصيل را به خاطر حضور در جبهه رها كرد . او پيش از رسيدن به تكليف شرعي ، به واجبات ديني خود عمل مي كرد .

هنگام آغاز انقلاب اسلامي و حركت انقلابي مردم در شهرها ، مصطفي نوجواني بيش نبود كه با وجود سن و سال كم ، از بلوغ فكري و سياسي نسبتاً بالايي برخوردار بود ، از اين رو ، فعاليتهاي انقلابي خود را از سال 1356 ، همزمان با شروع انقلاب آغازمي كند و پر انرژي و با شوق ، در عرصه هاي اجتماعي و سياسي نقش ايفا مينمايد . پدر مصطفي از مقلدّان راستين حضرت امام خميني (ره) بود . به همين دليل ، او از پيش از شروع انقلاب ، با نام معظم له آشنا مي شود و پس از مطرح شدن نام ايشان در انقلاب ، در سال 1356 با شيفتگي تمام ، خود را فداي آرمانهاي حضرت امامش مي كند . مصطفي به رغم جثة ريز نقش و كوچكش ، با چالاكي خاص در تمام عرصه هاي مبارزه عليه رژيم ستمشاهي شركت مي جويد . در حال نوشتن شعار و توزيع اعلاميه هاي حضرت امام خميني (ره) بارها مورد تعقيب عوامل رژيم قرار گرفته و با زيركي از معركه مي گريزد .

يكبار در مشهد مقدس سفر مي كند و پس از زيارت امام رضا (ع) و بازگشت از آنجا ، تعدادي از رساله هاي حضرت امام (ره) را با خود به ورامين مي آورد و در ميان دوستان و آشنايان خود توزيع مي كند . زواره اي يكبار به اصفهان ميرود و هنگام فعاليت سياسي ، در ميدان امام اصفهان با عوامل رژيم شاه در گير مي شود : ولي اين بار نيز با هوشياري از معركه مي گريزد . او در راهپيماييها و تظاهرات عليه رژيم ، همدوش مردم مسلمان شركت مي جويد . در روزهاي پس از ورود حضرت امام (ره) به ميهن اسلامي ، تا پيروزي انقلاب اسلامي ، اوج ايثار و فداكاري اش را با حضور در خيابانها به نمايش مي گذارد و در تصرف مراكز نظام مردانه مي رزمد .

مصطفي مدتي در مبارزه با ضد انقلاب ، با كميتة انقلاب اسلامي مبارزه مي كند . پس از تشكيل(( نهاد جهاد سازندگي )) به فرمان امام ، وارد تشكيلات نوپاي جهاد مي شود و در (( واحد فرهنگي )) جهاد به فعاليتهاي فرهنگي اهتمام تام مي ورزد و منشأ خدمات ارزنده فرهنگي در روستاي اطراف شهر ورامين مي گردد . مصطفي ، با شروع جنگ تحميلي در 31 شهريور 1359 ، از طريق جهاد به جبهه هاي جنوب اعزام مي شود و پس از گذرانيدن آموزش نظامي ، در پادگان ((منتظران شهادت )) اهواز ، به نبرد عليه دشمن بعثي مي پردازد . پس از سه ماه ، به ورامين باز گشته و مدتي نيز در خدمت مهاجرين جنگ تحميلي قرار مي گيرد . پس از فراغت از كار در جهاد ، تا پاسي از شب ، به مشكلات مهاجرين رسيدگي مي كند .

او ، اواخر سل 1359 به خاطر علاقه اش ، به سپاه و نيز گذراندن دورة سربازي، از جهاد سازندگي به سپاه پاسداران منتقل مي شود . پس از ورود به سپاه ، مدتي به عنوان نماينده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در ستاد برگزاري نماز جمعه شهر ورامين مشغول خدمت مي شود كه مدتي نيز شعارهاي ميان نماز جمعه و پيش از آن را با صداي رسا سر مي دهد. زوارهاي در سال 1360 با دختري پارسا و پاكدامن ازدواج و مراسم عقدش را در مسجد((صاحب الزمان )) (عج) بر پا مي كند . او در سال 1361 مدتي در (( واحد گزينش )) سپاه انجام وظيفه مي كند كه در اين زمينه ، با تلاش و تيز بيني خاص ، سنيروهاي متعهد و مسلمان شناسايي و جذب سپاه مي نمايد . پس از عمليّات خيبر حضور دائم در جبهه مي يابد و با توانمندي و لياقت در عرصه هاي مختلف نظامي ، به فعاليت مي پردازد . و خيلي زود جوهرة وجودي و استعدادنظامي خود را بروز مي دهد و از پله هاي رشد و ترقي ، با رشادت تمام بالا مي رود .

مصطفي در مدت حضور در جبهه ، بارها مجروح مي شود ، كه اغلب به خانواده اطلاع نمي دهد و پس از بهبود يافتن در بيمارستان ، يكراست به جبهه باز ميگردد. او سال 1363 همسرش را نيز همراه خود به جبهه مي برد و تا زمن شهادتش در انديمشك زندگي مي كنند . او در كنار كارهاي نظامي در جبهه ، از فعاليتهاي فرهنگي ـ تبليغي نيز غفلت نمي كندو گاهي مسئووليت كارهاي فرهنگي را نيز بر عهده مي گيرد . مصطفي در عمليّات .الفجر 8 به عنوان فرماندة پشتيباني تيپ سيدالشهدا (ع) وارد عمل مي شود و با تلاش و فداكاري فراوان ، به حمايت و پشتيباني رزمندگان اقدام مي كند . او با تحمل مشكلات و سختيها ، تلاش مي كند تا رزمندگان باآسودگي خيال ، به رزم و جهاد بپردازند . براي رساندن غذاي گرم به بسيجيان ، خودش را به آب و آتش مي زند .

زواره اي كه عاشق بسيجيان بود، از هيچ كاري براي آسايش آنان براي دفاع دريغ نمي كند. او در عمليات ((كربلاي 5 )) به عنوان مسئوول مهندسي لشگر سيدالشهدا (ع) وارد كارزار شده و با رشادت تمام ، به امور مهندسي عمليّات سامان مي دهد . از نزديك تمام فعاليتهاي مهندسي را نظارت و هدايت مي كند . حتي مجروح شدن هم باعث شانه خالي كردن از مسئووليت خطير و مانع تلاش او مي شود . شهيد مصطفي زواره اي سرانجام پس از سالها مجاهدت و ايثار ر روز 14 اسفند ماه 1365 د عمليّات (( كربلاي 5 )) هنگام گرفتن وضوي عشق در منطقة (( شلمچه )) بر اثر تركش خمپاره به شهادت رسيد و به جرگه عشاق ملحق شد .

کپی لینک کوتاه
متن برای شناسایی تازه سازی CAPTCHA