نمایش محتوای سبز

1400/6/3 - 15:39
شهيد جهانبخش بيات
ای امّت شهید‌پرور، پشتوانه محکمی برای ولایت‌فقیه باشید و به دستورات نایب بر‌حق امام زمان، رهبر عزیز گوش فرا‌دهید و به آن عمل کنید‌، و در نماز‌جمعه و دعای کمیل و توسّل شرکت کنید؛

زندگی نامه:

شهيد جهانبخش بیات
نام پدر: جهان‌شاه
تاریخ تولد : 29/7/1341
تاریخ شهادت : 25/1/65
محل تولد: مرد‌آباد
محل شهادت: فاو
نام عملیات: والفجر‌8
شهيد جهانبخش بيات، فرزند جهانشاه، در مهرماه 1341 در يك خانواده مذهبي وكشاورز ساكن ماهدشت كرج ديده به جهان گشود. شهيد دوران كودكي و نوجواني را با گذراندن تحصيلات دوره ابتدائي سپري كرد و تا اول راهنمائي ادامه داد و در بحبوحه بهترين سال‌هاي زندگي، با شنيدن زمزمه‌هاي «الله‌اكبر» ، «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي»، معيارهاي تازه‌اي در زندگي‌اش شكل گرفت. انقلاب اسلامي با تمام ابعادش در ذهن پاك و بي‌آلايش او جرقه‌اي از نور و روشنایي روشن كرد و در اين روند، جهت به بار نشاندن اهداف اساسي انقلاب، تمام همت خود را به‌كارگرفت.
شهيد در سال 61 در جبهه جنوب در عمليات فتح‌المبين از ناحيه زانوي پا مجروح گرديد وسپس بعد از سلامت كامل، مجددا جهت خدمت مقدس سربازي به مدت 2 سال در جزيره كيش در نيروي هوایي خدمت را سپري كرد. بعد از اتمام خدمت سربازي، ازدواج كرد. شهيد بیات در دوران آخر زندگي در مسجد محل، د رقسمت اجرایي و واحد فرهنگي و تداركات فعاليت مي‌كرد و شبانه‌روز در خدمت پاسداري از نواميس و اسلام و دين و قرآن بود.
او از كمك و مساعدت نسبت به پدر و مادر و به‌خصوص مستمندان و نیز كمك‌هاي نقدي به جبهه كوتاهي نمي‌كرد. بیات از روحيه مذهبي بالایي برخوردار بود. عشق و علاقه خاصی به خاندان عصمت و طهارت داشت و هميشه جهت شركت در تظاهرات و مجلس شهدا و سوگواري حضرت ابا‌عبدالله‌الحسين‌(علیه‌السلام) پيشگام بود. جهانبخش به استخدام بسيج سپاه  پاسداران انقلاب اسلامي در‌آمد و بعد از دوره مجدد آموزش، مشتاقانه راهي جبهه جنوب شد.
سرانجام شهید بیات در فروردين‌1365 بعد از عمليات فاو، مظلومانه به خيل شهداي انقلاب اسلامي پيوست و به ديدار معشوق شتافت و در گلزار شهداي بي‌بي‌سكينه به خاك سپرده شد.

وصیت نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به پیشگاه ولی‌عصر امام زمان‌(عج) و نایب بر حقش امام خمینی و با درود بی‌پایان به روان پاک شهیدان صدر اسلام و با آرزوی باز شدن راه کربلای حسینی و آزادی اسرای عزیز و با درود و سلام به حضور کلیه خانواده‌های شهداء و مفقودین و با سلام به حضور خانواده عزیزم.
این‌جانب جهانبخش بیات، بنده حقیرِ گناهکار خدا که هر چند لایق نوشتن وصیت به امّت حزب‌الله نیستم، ولی این را لازم می‌دانم که اشاره به چند نکته واجب کرده باشم. وصیت را با چند حدیث از ائمه اطهار شروع می‌کنم.
قال رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم):
«ما من قطرة أحب الی الله من قطرة دم فی سبیل‌الله.»
«هیچ قطره‌ای در پیشگاه خدا محبوب‌تر از قطره خونی‌که در راه خدا جاری شود، نیست.»
قال علی‌(علیه‌السلام:
«ان أکرم الموت القتل فی سبیل‌الله.»
«گرامی‌ترین مرگ، شهادت در راه خدا است.»
خداوندا، من لایق شهادت نیستم، ولی از تو می‌خواهم که شهادت را نصیبم گردانی.
ای امّت شهید‌پرور، پشتوانه محکمی برای ولایت‌فقیه باشید و به دستورات نایب بر‌حق امام زمان، رهبر عزیز گوش فرا‌دهید و به آن عمل کنید‌، و در نماز‌جمعه و دعای کمیل و توسّل شرکت کنید؛ همان‌طور که امام عزیز فرمودند ما هر‌چه داریم، از این دعاها داریم و در جبهه‌ها همه ... - چه از نظر جانی و چه از نظر مالی - شرکت و کمک کنید تا انشاء‌الله این جنگ بین اسلام و کفر، به نفع اسلام به پیروزی (برسد) و در پشت جبهه‌ها به ضد انقلاب‌ها و منافقین امان ندهید که بتوانند به این انقلاب اسلامی ضربه بزنند.
و اما شما ای پدر بزرگوارم؛ از مرگ من ناراحت نباش؛ زیرا که مرگ من در راه خداست و مرا ببخش که فرزند خوبی برای شما نبودم و حق فرزندی خود را ادا نکردم، و همچنین تو ای مادر مهربانم که با زحمات شبانه‌روز خود مرا بزرگ کرده و اسلام را به من شناساندی و در راه آن روانه به سوی میدان حق کردی، خیلی تشکر می‌کنم و از خدای بزرگ می‌خواهم که تو را در پیش فاطمه زهرا‌(علیها‌السلام) روسفید گرداند. مادر و خواهرانم، در شهادت من هیچ گریه نکنید، بلکه شکر خدا را به‌جا بیاورید که من در راه خدا کشته شدم و در ملأ عام با صدای بلند گریه نکنید و صبر را پیشه کنید که خدا با صابران است. از شما برادرانم می‌خواهم که نگذارید اسلحه من به زمین بیافتد و آن را در دست گرفته و برای رضای خدا جهاد کنید و برای همیشه یاور اسلام باشید.
و اما تو ای همسرم، باید که مرا ببخشی، چون من در حق تو کوتاهی کردم و شوهر خوبی برای تو نبودم و از تو خیلی ممنونم که با خوبی و بدی من ساختی و به همین خاطر من از شما راضی هستم و امیدوارم که شما هم از من راضی باشید و این را بدان که خواست و رضای خدا در این بود که من به شهادت برسم و سعی کن که صبر کرده و شکر خدا را بجا آورده و ناراحت نباش.
... در پایان از همه آشنایان و همشهریان عزیز حلالیت می‌‌طلبم.
والسلام علیکم و رحمة الله.
به امید روزی که راه کربلای حسینی به روی شیعیان باز گردد. انشاء‌الله.
امام را دعا کنید. مورخ 19/11/64

 

مناجات‌نامه:


خدايا، سخت از دنيا سير گشته و دل‌شكسته و خاضعانه منتظر روز موعودم. آن روز را نزديك فرما. خدايا، از تو هيچ نمي‌خواهم؛ از مال و مقام و مكان و مأكول سخن نمي‌گويم؛ تنها لقاي تو را طلب مي‌كنم. خدايا، در اين تقاضاها بسيار جسارت به خرج دادم، چراكه مراتب فوق مختص اولياءالله است، و من عاصي و سركش تنها به شوق رحمتت و مغفرتت اين‌گونه با تو سخن مي‌گويم. در لحظه تفكر، گاه جايگاه خويش را در عمق دوزخ مي‌بينم؛ و گاه كه به ياد رحمتت مي‌افتم، بسيار خوشحال و اميدوار مي‌گردم.
خدايا، چگونه شكر اين همه نعمات تو را به‌جا آورم؟ چگونه شكر اين پدر و مادر و خانواده خوب را به‌جا آورم؟ چگونه شكر زيستن در زمان انقلاب و در خط انقلاب و در تحت رهبري اين مردِ عارفِ عاشقِ متفكّرِ محكمِ مؤمنِ بزرگ و جليل‌القدر را به‌جا آورم؟
خداوندا، تو را شكر مي‌گذارم كه مرا در اين برهه از زمان آفريدي تا بتوانم در ركاب ياران سيدالشهداء به جهاد عليه دشمنان اسلام بپردازم. آرزويم شهادت خالصانه در راه توست و اميدوارم با فضل و كرامت بي‌نهايتت آرزوي اين حقير را برآورده سازي.
خدايا، دوست دارم تكه‌تكه شوم و سر بر بدن نداشته باشم تا در قيامت مادر و خواهرانم در جلوي فاطمه(سلام‌الله‌علیها) و زينب(سلام‌الله‌علیها) روسفيد باشند و بگويند اگر فرزند شما سر بر بدن نداشت و تكه‌تكه بود، آري، فرزند ما هم نيز چنين بود.
اي خداي ابراهيم، اي خداي محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم) و اي خداي حسين(علیه‌السلام)، خود مي‌داني كه همه چيزم را برايت خواهم داد، چراكه به عظمتت پي برده‌ام، چراكه كسي را جز تو نمي‌ستايم و در روز قرباني‌شدن اسماعيل به مسلخ عشق مي‌شتابم.

 

 

کپی لینک کوتاه
متن برای شناسایی تازه سازی CAPTCHA