نمایش محتوای سبز

1400/4/29 - 09:03
آل‌بويه و نماز جمعه
آل‌بويه و نماز جمعه
نمازجمعه در عصر آل‌بويه (320-440ق). نماز جمعه در دوره آل‌بويه رونق خاصي داشته وحاکمان آل‌بويه که شيعه مذهب بوده و در دامان علويان طبرستان پرورش يافته بودند،  توجهي جدّي به اماکن مقدسه و شعائر اسلامي از جمله نماز جمعه نشان مي‌دادند؛ به همين دليل برخي پژوهشگران بر آنند که آل‌بويه اولين حاکماني‌اند که علاوه بر رونق به مساجد، نماز جمعه و ساير شعاير اسلامي از جمله بازسازي و مرمت عتبات عاليات و مشاهد مشرفه را مورد اهتمام قرار داده‌اند و از زمان آنان رفتن به زيارت قبور امامان“ رايج شده است.

کلمه بويه در فارسي به معناي آرزو بوده  و در تلفظ عربي، به ضم با و فتح واو وسکون يا ضبط شده و گاهي همانند فارسي تلفظ شده است.  آل‌بويه نسب خود را به سلاطين ساساني مي‌رسانند و به اين دليل که مدت طولاني در ديلم اقامت داشته‌اند، به آنان ديلمي نيزگفته شده است.  آنان در ديلم با گمنامي زندگي کرده و زندگي ساده و همراه با تنگدستي را گذرانده‌اند که با صيد ماهي و هيزم کشي در نواحي گيلان همراه بوده است.  آل‌بويه، سه برادر به نام‌هاي علي، حسن و احمد بودند که بعدها، علي به عماد‌الدوله، حسن به ركن‌الدوله و احمد به معزالدوله معروف شد و از آغاز ذيقعده 321ق تا 448ق حکومتي را تشکيل دادند که در عظمت و شکوه ضرب المثل بود. سلطنت آل‌بويه در زمان عضد الدوله به اوج قدرت رسيد و از آن پس رو به انحطاط نهاد. مجموع دوران حكومت آنان شامل حدودا صد سال است كه در اين مدت هفده تن از خاندان آل‌بويه به حکومت رسيده‌اند.  از صفات بر جسته¨ آل‌بويه، احترام به همديگر و تواضع در ميان مردم بود. حسن اخلاق، خوش‌رفتاري و سياست حليمانه¨ آن‌ها با مردم، زمينه¨ حمايت مردم از آنان وپيشرفت قلمرو حکومتشان را فراهم نموده بود. از طرف ديگر در بخش مالي و اقتصادي، بر خلاف حاکمان عباسي که ريخت و پاش و بذل و بخشش‌هاي بي رويه داشتند، آل‌بويه بسيار محتاط بوده و از هر گونه بذل و بخشش بي‌مورد خودداري مي‌کردند؛ البته نسبت به عالماني که در جهت تبليغ امور ديني تلاش مي‌كردند و همچنين شاعران اهل معرفت، عنايت ويژه داشته و گاهي صله‌هاي خوبي به آن‌ها مي‌دادند.  آل‌بويه در عين اينکه به حالت گمنامي زندگي مي‌کردند به‌دنبال فر صتي بودند تا از اين وضعيت رهايي پيدا کنند؛ تا اينکه هر سه برادر، ابتدا به خدمت يکي ازهموطنان خود به نام ماکان کاکي سردار امير نصر ساماني درآمدند و پس از مرگ وي در سپاه مردآويج زياري که از مردم گيلان بود داخل شدند؛ آنان در عين تبعيت از مافوق خود به جستجوي راه‌هاي بهتر بودند تا راه‌هاي نفوذ به خلفاي عباسي را پيدا کنند و چون از هوش و استعداد خوبي بهره داشتند، در ضمن خدمت در سپاه مرداويج، رفتار وگفتارشان مورد توجه عامه¨ مردم قرار مي‌گرفت.  بعد از قتل مرداويج، برادر بزرگتر (علي عماد‌الدوله) جانشين وي شده و بعد از تحولات و تغييراتي، عراق، فارس و... را در سال 321ق به قلمرو حکومت خود اضافه نموده و حکومتي بلامنازع تشكيل داد.  هوش و استعداد بالاي آل‌بويه سبب پيشرفت سريع آنان شد. آن‌ها در بخش حکومت‌داري با عامه¨ مردم خوش‌رفتاري را پيشه کرده و دست از شکنجه¨ اسيران و زير دستان برداشتند و بر خلاف قدرتمندان گذشته، به جاي كشتار، آزار دادن و شکنجه کردن، عفو و گذشت را پيشه¨ خود قرار دادند. پس از به قدرت رسيدن، در نواحي فارس و اصفهان، تمام وسايل شکنجه، از قبيل زنجيرها و کلاهاي آهنين را که براي شکنجه زندانيان و اسيران به‌کار مي‌رفتند، بدون استفاده گذاشته و گفتند به جاي آزار و شکنجه، بايد شکر گزاري خدا و عفو آنان نمود که خداوند فتح و پيرزوي را نصيب کرده است.  آل‌بويه در مراکز مهم ايران همانند شيراز، اصفهان، کرمان و ري حکومت داشتند و علاوه بر رونق جمعه و جماعات، توجه خاصي به زيارت حضرت امام رضا# نيز داشتند. در سال 352ق، ركن‌الدوله که حاکم ري بود شيخ صدوق عالم معروف شيعه را از قم دعوت نموده و با تعظيم و احترام وارد شهر ري کرد. پس از استقرار وي در شهر ري، در مجلسي که ركن‌الدوله حضور داشت، در موضوعات نبوت، امامت و معاد مباحثي مطرح شد و در ضمن، شيخ صدوق مناظره با بعضي منکرين نيز داشت. در رجب همان سال شيخ صدوق عازم زيارت مرقد مطهر رضوي# شد که ركن‌الدوله از عظمت بارگاه آن حضرت با شيخ سخن گفته و خاطر نشان كرد كه من شخصاً به زيارت آن حضرت شرفياب شده‌ام و خداوند حاجت‌هايم اجابت کرده است؛ سپس از شيخ خواست که از جانب وي نيز زيارت کند و از دعا برايش کوتاهي نکند. پس از آن که شيخ از سفر زيارتي بر گشت، ركن‌الدوله به حضور وي رسيده و پرسيد که به جاي وي زيارتي انجام داده شده يا نه؟ وقتي با پاسخ مثبت شيخ مواجه شد، اظهار خرسندي کرده و افزود که براي من ثابت شده که در آن مکان مقدس دعا مورد استجابت قرار مي‌گيرد.  علي عمادلدوله (حكومت 321-338ق) که بزرگ آل‌بويه بود و در فارس و خوزستان و کرمان به بتدريج به وسعت قلمرو وي افزوده شد، با مرکزيت شيراز حکومت مي‌كرد. عملکرد سياسي وفرهنگي‌اش در اين حوزه متمرکز بود و در اين ساحه بنيادهاي ديني برپا کرده و جهت ارشاد ديني به مساجد، جمعه و جماعات و امور فرهنگي رونق بخشيد؛ از اين رو، دوره¨ آل‌بويه، از دوره‌هاي بسيار درخشان فارس بوده و فارس يکي از مراکز قدرت آنان به شمار مي‌رفت، به حدي که شهرت آباداني آن به هر طرف رسيد و مردم حتي از مناطق ديگر به فارس رو مي‌آوردند.  فارس در عهد آل‌بويه از نظر اهميت سياسي و آباداني، رقيب دارالخلافه¨ بغداد بود.  فناخسرو عضدالدوله که مشهور ترين حاکم اين خاندان به شمار رفته و به نسل دوم آل‌بويه تعلق دارد، در حوزه حکومتي خود، مساجد و ديگر بناهاي سياحتي متعددي ساخت که بخشي از آن‌ها مساجد عمومي و جامع است که آن‌ها را در قلمرو فارس وتوابع آن مانند خوزستان و کرمان احداث نمود، مانند مسجد جامع اهواز، مسجد جامع رامهرمز، مسجد جامع عتيق همدان، مسجد جامع سير جان و گلدسته‌هاي شگفت‌آور آن، از آن نمونه‌اند.  از جمله عمل کردهاي وي در اين دوره اين است كه در جوار بارگاه امام رضا# مسجدي ساخته که در آن نواحي ساختمان زيبا و نکوتر از آن نبوده است.  در زمان آل‌بويه در فارس پيروان مذاهب مختلف اسلامي و حتي زردشتيان زندگي مي‌کرده‌اند. اين منطقه نسبت به بعضي مناطق ديگر پُر جمعيت تر بوده و مردم فقير و مستمند نيز در آن زياد بوده‌اند. در روزهاي جمعه که مردم براي اقامه نماز جمعه در مساجد حاضر مي‌شده‌اند، مستمندان اطراف مساجد را گرفته و صدا را به کمک طلبي بلند مي‌كرده‌اند به‌حدي که صداي خطباي جمعه را تقريباً تحت الشعاع قرار مي‌داده‌اند.  در اصفهان صاحب بن عباد که يکي از وزراي با کفايت آل‌بويه در آنجا بود براي خود سراي عالي ساخته و براي رونق بخشيدن به امور ديني و فرهنگي، مسجد جورجير را ساخت که داراي شبستان‌ها، خانقا، کتابخانه، مدرسه براي فقيهان و جايي براي مجالس شعرا و قاريان قرآن بود.  از جمله قلمروهاي آل‌بويه خراسان بود که در آن دوره، شيوه¨ برگزاري نماز جمعه اين بود كه در ابتدا تختي مقابل منبر خطيب جمعه قرار مي‌دادند و هر کسي که صداي زيبايي داشت با صداي نيکو اذان گفته و نماز جمعه را اعلان مي‌کرد؛ پس از آن خطيب در جايگاه خطبه قرار مي‌گرفت، در هنگام اداي خطبه ردايي بر دوش نينداخته و قبايي نيز نمي‌پوشيد و به جاي آن، جبه‌اي مخصوصي داشت که آن را بر تن کرده و اداي خطبه مي‌کرد. در تابستان و در هواي گرم براي اينکه نماز گزاران در اثر گرما از تشنگي به زحمت نيفتند، در اطراف مسجد جامع در روزهاي جمعه ظرف‌هاي بزرگ مسي را پُر آب کرده و روي ميزها در اختيار نماز گزاران قرار مي‌دادند.  آذر بايجان، قفقاز و ديگر توابع آن‌ها نيز از جمله شهرهايي بودند که آل‌بويه در آن‌ها حکمراني داشتند. اين شهرها زيبا، سرسبز، سرد و برفگير بودند. اردبيل که يکي از شهرهاي آن است مسجد جامعي بزرگي داشت که محل برگزاري نماز جمعه و جماعت بود. در اين مسجد سنگي بزرگي قرار داشت که آهن در آن اثري نداشت و اين سنگ را يکي از شهاب سنگ‌هايي مي‌دانستند که از آسمان سقوط کرده و مردم آن زمان آن را پس از سقوط حمل کرده در مسجد قرار داده‌اند.  کرمان، سيستان و بلوچستان از ديگر قلمروهاي آل‌بويه بودند. اين مناطق، گرمسير و متشکل از پيروان مذاهب مختلف اسلامي بود. شيعيان آن نواحي شعار مذهبي شان «حي علي خير العمل» را در آذان نمازها ترک نکرده و در خطبه‌هاي جمعه و اعيادشان علاوه بر درود فرستادن بر ائمه¨ معصومين“ از حاکمان آل‌بويه نيز ياد کرده و آن‌ها مورد تمجيد قرار مي‌دادند.  بغداد نيز از قلمروهاي مهم حاکمان آل‌بويه بود. ازحاکمان آل‌بويه عضدالدوله در بغداد بيشتر حکومت داشت و پس از اسقرار در آن، در اولين جمعه که مصادف با نهم شعبان سال 323ق بود، اولين نماز جمعه¨ دوره¨ حاکمان آل‌بويه را در مسجد جامع رصافه که بزرگترين محله در بغداد بود برگزار كرد. در خطبه¨ اين نماز بعد از نام خليفه، خطبه به نام حاکم آل‌بويه (عضدالدوله) خوانده شد.  آل‌بويه در بغداد، مسجد نوي نساختند، بلکه به مسجدهاي گذشته رونق بخشيده و آن‌ها را بازسازي کرده وبراي آن‌ها امام جماعت و جمعه، قاريان، خدمه و مؤذن تعين نمودند و حقوق لازم را براي آنان مقرر کردند.  از جمله¨ اين مساجد، مسجد معروف براثا در يکي از نواحي بغداد به همين نام است که محل نماز جمعه و جماعت، تعليم و تربيت و دروس علمي شيعيان بود که در سال 313ق بعد از آنكه عده‌اي از تجمعات شيعيان در آن، نزد خليفه شکايت بردند، به دستور خليفه با خاک يکسان شد؛ در سال 328ق دو باره تجديد بنا شده و در زمان آل‌بويه اقدامات لازم به‌کار گرفته شده و با مديريت صحيح، تا حدودي اختلافات ميان شيعه و اهل سنت تقليل يافت. بر اين اساس، اين مسجد و مساجد ديگر رونق خاصي پيدا کردند.  از ديگر عملکرد‌هاي آل‌بويه در بغداد و نواحي آن، اداره و دفتري به نام اداره¨ محتسب بود. اداره¨ محتسب اجراي امر به معروف ونهي از منکر، جلوگيري از احتکار و ديگر سوء استفاده‌هاي اجتماعي را به عهده داشت. مسؤلين اداره¨ محتسب، مأموراني را در شهرها و قصبات مي‌گماشتند تا مردم از امور ديني نا فرماني نکرده و به آن پايبند باشند. در داخل شهر و نواحي آن مأموراني را مي‌گماشتند تا از عربده کشان و ارازل اوباش‌ها جلوگيري کنند، تا مردم از ناحيه¨ آن‌ها آسيب نديده و به وحشت نيفتند. در روزهاي جمعه در خيابان‌ها و کوچه‌ها اعلان نماز جمعه نموده و مردم را به شرکت در نماز جمعه تشويق مي‌کردند. در طول هفته سه شنبه و جمعه را تعطيل مي‌کردند تا مردم در روز سه شنبه استراحت و در روز جمعه به نماز جمعه شرکت كنند.  در عراق، بيشتر مردم تابع يکي از مذهب چهار گانه¨ اهل سنت بوده و شيعيان نسبت به مذاهب ديگر جمعيت کمتر داشته‌اند.  اختلافات مذهبي شيعه واهل سنت كه از گذشته بوده در دوره آل‌بويه نيز در عراق وجود داشته و هر از چند گاهي درگيري‌هاي مذهبي نيز به‌وجود مي‌آمده است. حتي مواردي کار به آنجا مي‌رسيد که بعضي از افراد معروف يکديگر را از منطقه‌اي اخراج و به منطقه ديگر مي‌فرستاداند؛ چنانكه شيخ مفيد را از مسجد براثا که محل تدريس و فعاليت علمي‌اش بود بيرون کردند و وي به سوي کرخ که يکي از مناطق ديگر بغداد بود، رهسپار شده و در آنجا رحل اقامت گزيده و در مسجد محل، به تدريس و تعليم و تربيت مشغول شد؛ پس از مدتي در سال 397ق باز در اثر همين درگيري‌هاي مذهبي، مسجد شيخ مفيد مورد تهاجم و خود شيخ مورد آزار و اذيت قرار گرفت. اصحاب شيخ نيز متقابلاً به سراغ دو تن از علماي اهل سنت (ابوحامد اسفرايني و ابن الاکفايي) رفته و به آنان ناسزا گفتند. اين اقدام منجر به درگيري شده و مسجد شيخ مدتي تعطيل شده و از اقامه¨ نماز جمعه باز ماند.  از سياست‌هاي مهم آل‌بويه، روابط و مناسبات آنان با خلفاي عباسي بود. آل‌بويه با اينکه شيعه بودند، اقدام به براندازي خلافت نكردند؛ زيرا جمعيت بغداد و به‌طور کلي عراق و سپاهيان ترک بيشتر سني مذهب بودند. حاكمان آل‌بويه نا گزير بودند که ميان شيعيان و فشار اهل سنت موازنه بر قرار كنند؛ از سوي ديگر، مردم احترام زياد به مرجعيت خليفه داشتند و حاكمان آل‌بويه براي مشروعيت حکومت خود به تعامل با خلفاي عباسي نياز داشتند. در اثر اين تعامل بود که آنان اجازه¨ حکومت كردن را از خليفه گرفتند.  بغداد مدت زيادي در دست حاکمان بني‌اميه و عباسي بود. بسياري از رسوم و شعاير مذهبي شيعه در آنجا تعطيل يا بسيار کمرنگ شده بود. از سياست‌هاي آل‌بويه در سراسر قلمرو حکومت شان، از جمله در بغداد و ديگر نواحي عراق که مدفن ائمه¨ معصومين“ اند، ترويج و رونق بخشيدن به شعاير و رسوم مذهبي شيعه و برگزاري مراسم اعياد، شهادت‌ها و رفتن به زيارت‌ها است. در ادامه¨ اين سياست، آنان اقدام به ضرب سکه به نام آل‌بويه و بردن نام آن‌ها در خطبه‌هاي جمعه و اعياد بعد از نام خليفه كردند. خلافت و جايگاه خليفه فقط از مرجعيت روحاني برخوردار بوده و هيچ‌گونه قدرت اجرايي نداشت. در اثر اين نوع سياست‌ها در اين دوره، نماز جمعه و خطبه‌هاي اعياد در مناطق شعيان رونق پيدا کرده و آن‌ها آزادي بيشتري پيدا کرده و حضورشان در جامعه پُررنگ‌تر شد.  از ميان اميران آل‌بويه، عضدالدوله (322ق/982م) در بغداد، گذشته از رونق اجتماعي و اقتصادي، بر مراسم‌هاي ديني و رسومات مذهبي نيز رونق داده و به شکوفايي آن پرداخته است. در بغداد چهار مسجد جامع و محل نماز جمعه در دوره خلفاي عباسي وجود داشته است: مسجد جامع منصور در منطقه¨ مدينة المنصور در جانب غربي بغداد، مسجد براثا، مرکز تعليم و تربيت و محل نماز جمعه شيعيان، در قريه¨ براثا در حومه غربي بغداد، ميان مدينة المنصور و دجله و مسجدهاي رُصافه و دارالخلافه که از مساجد محل نماز جمعه¨ خليفه بوده و در جانب شرق قرار داشت. مساجد ديگري به نام‌هاي مسجد حربيه و مسجد قطيفه ام‌جعفر نيز وجود داشته که در اين دوره در کنار ديگر مسايل اجتماعي و اقتصادي شکوفا شده و مورد توجه بوده‌اند.  در بغداد در اين دوره، در عين اينکه مسائل ديني و فرهنگي رونق داشت؛ اما با وجود تعصبات مذهبي اين شهر از ناآرامي‌ها نيز مصون نبود و اين تعصبات گاهي منجر به درگيري شده و عده‌اي زخمي يا كشته مي‌شدند؛ در محله¨ باب البصره که مسجد منصور و محل نماز جمعه و جاي ايراد سخنراني واعظان مشهور اهل سنت بود، خطيبان جمعه و ديگر واعظان در سخنراني‌هايشان شيعيان را مورد اهانت قرار مي‌دادند؛ از سوي ديگر، در مسجد براثا كه محل نماز جمعه و جماعت شيعيان و محل تعليم و تربيت شيخ مفيد در برهه‌اي از زمان بود سخنرانان شيعي به اهانت واعظان اهل سنت پاسخ مي‌دادند و اين امر منجر به درگيري شده و زمينه¨ ناآرامي را فراهم مي‌کرد.  در اثر اختلافات مذهبي و درگيري‌ها، نماز جمعه و جماعت در مسجد براثا تعطيل شده و قسمتي از آن خراب شد؛ تا اينکه پس از مدتي دوباره باز سازي شده و در ضمن باز سازي توسعه نيز يافت و تا سال 450ق. نماز در آن اقامه شده و بعد از آن تعطيل شد.  براثا قريه‌اي بود که حضرت علي# وقتي براي جنگ با خوارج نهروان مي‌رفت در آنجا نماز گزارد. بعداً در آنجا مسجدي ساختند که به مسجد براثا معروف شد.  از ديگر تحولات مسجد براثا اين بود که به مقتدر (خليفه¨ عباسي) خبر دادند که رافضيان در مسجد براثا اجتماع مي‌کنند و به سب صحابه مي‌پردازند؛ به دنبال اين گزارش در يکي از جمعه‌هاي ماه صفر سال 313ق. فرستادگان خليفه به مسجد يورش بردند وهر کسي را كه در آن بود دستگير کرده و به زندان انداختند. به‌دنبال آن، عده‌اي از فقيهان اهل سنت فتوا داده و اين مسجد را مسجد ضرار و محل فتنه معرفي کرده و از خليفه خواستند که آن را خراب کند وگرنه موجب فتنه خواهد شد؛ به پيروي از اين فتاوي و به دستور خليفه اين مسجد خراب گرديد و از مدتي خرابي و تعطيلي، در سال 328ق. دو باره بازسازي و آباد شد.  در اتفاقي ديگر، سخنراني يكي از خطيبان جمعه¨ شيعه در اين مسجد، بـه بركنـاري و دستگيري وي به دستور خليفه¨ عباسـي القادربـاالله (حكومت 381-422ق) منجر شـد. خليفـه¨ مذكور خطيب جمعه¨ ديگري را با نام ابومنصور به‌جاي او تعيين كرد و او چون بر فراز منبر رفت، بـه رسـم خطباي اهل تسنن با پشت شمشير به منبر زده و در خطبه¨ خود نام حضـرت علـي# رامقدم نداشته و سخن خود را با اين جمله به پايان برد: خداوندا مسـلمانان و هركسـي را كه علي# را مولاي خود مي‌پندارد، بيامرز. عامه¨ مخاطبين كه شـيعيان بودنـد، به سوي خطيب هجوم برده و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند، به گونه‌اي كه در جمعه¨ بعد، براي جلوگيري از شورش مجدد در اين مسـجد، از اقامه¨ نماز جمعه و ايراد خطبه خودداري شد؛ تا آنكه شريف مرتضي در نـزد خليفـه¨ عباسي واسطه شد و او براي مسجد مذكور خطيب جمعه تعيين كرد. خليفه القـادربالله از اقـدام اعتراضي شديد شيعيان و هتك فرستاده‌اش سخت برآشـفته بـود و براي خطيب جديد دستورالعملي صادر كرد تا بر اساس آن سـخن بگويـد. از جملـه مواد اين دستورالعمل آن بوده كه بر منبر از مذمتي كه شيعيان بدشان مـي‌آيد پرهيز كند. 
منابع: آل‌بويه و اوضاع زمان ايشان، علي اصغر فقيهي (1382ش)، تهران، انتشارات ديبا، سوم، 1366ش؛ أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم، محمد بن احمد مقدسي (380ق)، تهـران، شركت مؤلفان و مترجمان ايران،1361ش؛ احياي فرهنگي در عهد آل‌بويه، جوئل ل. کرمر، ترجمه: محمد سعيد حنايي کاشاني، تهران، مركز نشر دانشگاهي، اول، 1375ش؛ الإکمال في دفع الارتياب عن المؤتلف والمختلف، علي بن هيبه الله معروف به ابن ماکولا (475ق)، حيدرآباد، جمعية دائرة المعارف العثمانية، 1962م؛ «تأثيـر اوضاع سـرزمين ديلم و علويان طبرسـتان بر ظهور آل‌بويه»، علي يحيايي و ديگران، مجله مطالعات اسلامي (تاريخ و فرهنگ)، ش84، 1389ش؛ تاريخ تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي دوره آل‌بويه، محمد ايماني‌فر (معاصر)، قم، نشر قلم، 1389ش؛ تجارب الأمم، احمد بن محمد رازي معروف به مسکويه (420ق)، تهران، توس، 1376ش؛ تمدن اسلامي در قرن چهارم هجري (رنسانس اسلامي)، آدام متز (1917م)، ترجمه: عليرضا ذکاوتي قراگوزلو، تهران، امير کبير، 1364ش؛ چگونگي فرمانروايي عضدالدوله ديلمي و برسي اوضاع ايران در زمان آل‌بويه، علي اصغر فقيهي (1382ش)، تهران، پرتو، اول، 1377ش؛ رسومات دارالخلافه، التاجي وجد هلال صائبي، تحقيق: ميخائيل عواد، بغداد، بي نا، بي تا؛ شاهنشاهي عضدالدوله، علي اصغر فقيهي (1382ش)، تهران، اسماعليان، بي تا؛ شرح نهج البلاغه، عبدالحميد بن هبةالله معروف به ابن ابي‌الحديد (656ق)، تحقيق: محمد ابراهيم، بيروت، دار الكتاب العربي - دار الاميرة، اول، 2007م؛ شيرازنامه، احمد بن ابي‌الخير زركوب شيرازي (قرن 8ق)، به اهتمام: بهمن كريمي، تهران، مطبعه¨ روشنايي، 1350ش؛ صاحب بن عباد، علي نقي بهمنيار (معاصر)، به کوشش: محمد ابراهيم باستاني پاريزي، تهران،دانشگاه تهران، 1344ش؛ عيون اخبار الرضا#، محمد بن علي معروف به شيخ صدوق (381ق)، تهران، بي‌نا، 1372ش؛ الفخري في آداب السلطانية، محمد بن علي بن طباطبا معروف به ابن طقطقي (709ق)، مصر، مطبعة رحمانيه،1927م؛ فقيه ري، تحقيق: حسن موسوي خرسان (معاصر)، ترجمه و تعليق: عليرضا ميرزا محمد، تهران، اطلاعات، 1377ش؛ الکامل في التاريخ، علي بن محمد شيباني معروف به ابن‌اثير جزري (630ق)، بيروت، داراحياء التراث العربي، 1989م؛ محاسن اصفهان، مفضل بن سعد مافرّوخي اصفهاني (قرن 5ق)، به اهتمام: عباس اقبال آشتياني، تهران، بي نا، بي تا؛ معجم البلدان، الحموي، ياقوت بن عبدالله حموي (626ق)، بيروت، دارالکتب العلمية، ۱۹۹۰م؛ المنتظم في التاريخ في تاريخ الأمم و الملوک، عبد الرحمن بن علي معروف به ابن‌جوزي (597ق)، بيروت، دارالکتب العلمية، 1992م؛ نظام حکومت ايران دوره اسلامي، مريم ميراحمدي (معاصر)، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، اول، 1368ش؛ نقض، عبد الجليل قزويني رازي (قرن 6ق)، تصحيح: ميرجلال‌الدين محدث، تهران: انجمن آثار ملي، 1358ش.
محسن رسولي - عبدالمجيد ناصري داوودي

کپی لینک کوتاه
متن برای شناسایی تازه سازی CAPTCHA