نمایش محتوای سبز

1400/4/29 - 09:01
آقاميري خاندان
آقاميري خاندان
امامان جمعه¨ دزفول از خاندان آقاميري، از اواخر صفويه (حكومت 907-1135ق) تا انقلاب اسلامي (1357ش). خاندان آقاميري از سادات دزفولي هستند که از عصر صفويه تا انقلاب اسلامي امامت جمعه¨ دزفول را در مسجد جامع اين شهر به عهده داشتند. عليرغم نقش مهم علمي، ديني، فرهنگي و اجتماعي كه آنان در خطه¨ خوزستان ايفا كردند، چندان که بايد به آن‌ها پرداخته نشده است.

برابر اسناد موجود، نخستين فرد اين خاندان «سيد محمد امينا» بود که از عصر صفوي نماز جمعه را در دزفول به عهده داشت. مي‌توان چنين گفت كه به دليل نبود پيشينه¨ نماز جمعه در ميان شيعيان و شيوع آن از عصر صفويه به بعد، نماز جمعه¨ اين شهر نيز با اين خاندان شروع شده است. مطابق وقفنامه¨ موجود در حمام مسجد جامع دزفول، اين خانواده از 1015ق در دزفول ساکن شدند.  متن کامل اين وقفنامه در كتاب مسجد جامع دزفول آمده است.  تاريخ وفات وي را 1050 يا 1051ق دانسته‌اند؛  داعي دزفولي از مقبره‌اي به نام سيد امين در کنار امامزاده «دربند» ياد كرده  که شايد فرد مورد نظر باشد. دومين فرد اين خاندان، سيد مرتضي فرزند سيد محمد امين است که به استناد مُهر به جا مانده از سيد عبدالباقي فرزند سيد مرتضي، شناسايي شده است،  اما از زندگي او اطلاع چنداني در دست نيست. گرچه بنا بر زندگينامه‌اي که براي سيد عبدالباقي آورده‌اند، سيد مرتضي نيز امامت جمعه را به عهده داشته است. 
سومين فرد اين خاندان، سيد عبدالباقي است که پس از پدرش براي تحصيلات عالي به اصفهان و مشهد رفت. سپس به دزفول برگشت و منصب علمي و امامت جمعه و جماعت اين شهر را به عهده گرفت.  تاريخ خاندان آقامير پس از مير عبدالباقي روشن‌تر است. عبدالباقي، نخستين فرد از اين خاندان است که لقب «آقامير» را داشت؛  اما برخي ديگر از خاندان‌ها که مشابه خاندان مير هستند نيز به اين لقب شناخته مي‌شدند. احتمالاً لقب «امام جمعه» از زمان او به صورت غير مشهور بر مردان اين خاندان که چنين سمتي داشته‌اند، اطلاق مي‌شده است.  مير سيد عبدالباقي در 1143ق وفات يافت.  فرد چهارم اين خاندان سيد محمد حسين بن عبدالباقي است که پس از مير عبدالباقي منصب امامت جمعه و توليت اوقاف مسجد جامع را به عهده داشت. او در 1226ق درگذشت.  وي هفت پسر داشت که همه اهل علم بودند؛  فرزندان او عبارتند از: 1. سيد محمد ابراهيم 2. سيد ابوالحسن که فرزندان اين دو، شهرت علمي کمتري دارند. 3. سيد ابوالقاسم، 4. سيد علي 5. سيد اسماعيل سه فرزند ديگر سيد محمد حسين هستند که فرزندانشان بيشتر شهرت علمي دارند. 6. سيد اسدالله 7. سيد نور الدين که فرزندان اين دو علاوه بر شهرت علمي، منصب امامت جمعه را نيز عهده‌دار بوده‌اند. با توجه به آنچه گذشت، بررسي تاريخ اين خاندان بيشتر در قالب پنج شاخه¨ اخير از فرزندان سيد مير محمد حسين قابل پيگيري است. البته بررسي تمام رجال علمي اين خاندان از حوصله اين نوشتار خارج است اما به تعدادي از آنان به تناسب نياز توجه خواهد شد.  گرچه در ميان آنان كساني به چشم مي‌خورد كه به علوم غريبه،  خط، هنر  و طب  مهارت داشتند؛ اما عمده¨ تحصيلات رجال اين خاندان ديني و حوزوي بوده است. تحصيلات اوليه¨ آنان بيشتر در دزفول بوده است؛ اما براي تحصيلات عالي غالباً مهاجرت را برمي‌گزيدند كه براي رجال نخست و نسل‌هاي اول اين دودمان، اصفهان مركز عالي علمي و مقصد مهاجرت بوده  و پس از اصفهان، نجف،  كربلا،  سامرا،  مشهد،  تهران،  مصر  و در اواخر، قم  مورد توجه بود.
نخستين فرد كه به عنوان شخصيت علمي شاخص اين خاندان معرفي شده، مير عبدالباقي (1143ق) است كه سيد عبدالله جزايري او را استاد همه¨ كساني مي‌داند كه در اين شهر رشد كرده‌اند.  (‘ آقامير، عبدالباقي)
شخصيت‌هايي كه از اين خاندان به درجه اجتهاد رسيدند عبارتند از:‌1. سيد محمد جواد بن سيد مهدي بن سيد علي بن سيد محمد حسين بن سيد عبدالباقي (1327ق). وي در نجف از محضر آيات سيد كاظم طباطبايي يزدي، آخوند خراساني و شيخ مرتضي انصاري بهره برده است.  2. سيد علي آقاميري بن سيد نعمت الله بن اسدالله بن سيد محمد حسين بن سيد عبدالباقي. او در 1267ق در دزفول متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در تهران گذراند و سپس براي فراگيري تحصيلات عالي به نجف عزيمت كرد. در فقه، از مرحوم ميرزاي رشتي بهره برد و تقريرات درس آن عالم فرزانه را در مكاسب به رشته¨ تحرير درآورد و از سوي استادش ميرزاي رشتي به عنوان مجتهد مورد تأييد قرار گرفت (1311ق). درس اصول را نزد آخوند خراساني پيگيري كرد و تقريرات بحث ايشان را به رشته¨ تحرير درآورد. او از آيت الله محمد شربياني نيز بهره برد. وي كتابي هم در باب طهارت تأليف كرده كه بنا به گفته¨ مكارم الآثار، هر سه اثر مذكور نزد فرزند‌ش، سيد عبدالوهاب، موجود است.  وي پس از اطلاع از وفات پدرش به دزفول بازگشت  ولي اطلاع دقيقي از تاريخ آن در دست نيست. او در 1330ق در نجف درگذشت.  3. سيد محمد نبي فرزند سيد موسي بن سيد اسماعيل بن سيد محمد حسين بن سيدعبدالباقي.  وي در 1270ق به دنيا آمد و در 1341ق درگذشت. 4. سيد محمد علي سبط. او فرزند سيد محمد نبي است. وي در 1330ق در نجف متولد شد. به دليل اينكه مادر وي دخترزاده شيخ انصاري است، او را «سبط» گفته‌اند. اساتيد او عبارتند از آيات: سيد ابوالقاسم خويي، سيد علي نوري و ميرزا محمد عراقي. ايشان همچنين از آيات: آقا ضيا عراقي، محمد كاظم شيرازي و سيد ابوالحسن اصفهاني نيز كسب فيض كرده است. وي از آيات: ميرزا محمد حسين نائيني، ميرزا محمد عراقي و برخي ديگر اجازه¨ روايت و اجتهاد داشت. ايشان در اواخر عمر در تهران اقامت داشت و همراه برادرش در مدرسه¨ مروي مشغول تدريس و تحقيق بود. او تأليفاتي چون حواشي بر مكاسب دارد. فرزندان او سيد محمد حسن، سيد محمد حسين، سيد محسن و سيد محمد هستند.  5. سيد موسي سبط فرزند ديگر سيد محمد نبي و برادر سيد محمد علي سبط است. وي در 1327ق در نجف متولد شد. پس از فراغت از علوم مقدماتي، سطوح را در كربلا نزد يوسف بياري و محمد بايگي فرا گرفت. او همراه برادرش سيد محمد به تهران آمد و به تحقيق و تأليف پرداخت. از آثار او شيعه در اسلام است كه در پاسخ به كتابي به نام شيعي‌گري تأليف شده است. الرضا من آل محمد“ در احوال امام رضا# و پاورقي بر شرح نهج البلاغه از ديگر آثار اوست. تولد او در 1327ق در نجف و وفاتش در 1385ق در تهران بوده است. 
علاوه برمجتهدان اين خاندان، شخصيت‌هاي ديگري از اين خاندان نيز داراي تأليفات و تحقيقات هستند كه عبارتند از: 1. سيد محمد طاهر فرزند سيد اسماعيل بن سيد محمد حسين بن سيد عبدالباقي. او داماد شيخ مرتضي انصاري است. او متولد دزفول است و تحصيلات مقدماتي را نيز در همان جا كسب كرده است. در 1260ق براي تحصيلات عالي به نجف و سپس به سامرا رفت و از محضر بزرگاني چون: مرتضي انصاري و سيد محمد حسن حسيني شيرازي بهره برد. وي در نجف اشرف كرسي تدريس داشت و در تاريخ، ادبيات، حكايات و قصص نيز متبحر بود. او در نجف دار فاني را وداع گفت و در همان جا به خاك سپرده شد. آثار ايشان عبارتند از: تقريرات كامل دوره¨ اصول شيخ انصاري، خلل و مواريث و حاشيه بر شرح لمعه در چند جلد كه در 1311ق در سامرا آن را به پايان رساند.  ايشان در 1318ق وفات يافت.  2. سيد احمد فرزند محمد طاهر بن اسماعيل، يكي ديگر از محققان است. به دليل اينكه مادرش بي‌بي زهرا دختر شيخ انصاري است، به «سبط» شهرت دارد. وي در 1280ق در نجف، زاده شد و مقدمات را در همان جا كسب كرد. سپس از پدرش و ميرزاي شيرازي و آخوند خراساني بهره برد و تا مرحله¨ اجتهاد پيش رفت.  وي در 1352ق براي زيارت به مشهد رفت و با اصرار عالمان آن ديار، در آنجا اقامت گزيد و به تدريس، تأليف و تحقيق پرداخت. حاشية علي المكاسب و حاشية علي الرسائل كه هر دو بر آثار جدش، شيخ مرتضي، بود و نيز حاشية علي الكفاية در اصول فقه از آثار قلمي اوست. ظاهراً وي در نجف كرسي تدريس داشت. چنان‌كه راحت حسين هندي را از شاگردان ايشان شمرده‌اند.  سيد احمد در 1355ق در مشهد درگذشت.  3. سيد محمد حسين (آقا كوچك)، فرزند سيد نورالدين بن سيد محمد حسين بن سيد عبدالباقي. او در حدود 1298ق در دزفول از دنيا رفت.  4. سيد هبة الله امام، فرزند سيد اسدالله بن نورالله بن اسدالله بن محمد حسين بن عبدالباقي آقاميري. وي در 1309ق در دزفول متولد شد. او تحصيلات ابتدايي را نزد پدرش گذراند. سپس براي كسب تحصيلات عالي عازم نجف شد و از محضر بزرگاني چون: شيخ عبدالحسين رشتي،  سيد ابوالحسن اصفهاني، علي اكبر خوانساري، ميرزا مهدي آشتياني، آقا ضيا عراقي و سيد هبة الدين شهرستاني بهره برد.  وي پس از طي تحصيلات در سال 1343ق به اهواز بازگشت.  در اين زمان اهواز گرفتار درگيري و اختلاف بين رضاخان - كه تازه به حكومت رسيده بود - و شيخ خزعل، حاكم خوزستان، بود.  به همين دليل سيد هبة الله امام، دوباره به نجف بازگشت. ايشان در 1345ق موفق به كسب اجازه از عبدالحسين رشتي شد؛  ولي از شاگردان او اطلاعي در دست نيست. وي پس از كسب مدارج علمي به اهواز رفت و به تدريس، مطالعه و تحقيق پرداخت. ايشان در 1348ق به مكه مشرف شده، دوباره به اهواز بازگشتند او علاوه بر كارهاي علمي به امامت جمعه در مسجد جامع اين شهر و نيز موعظه و ارشاد مردم پرداخت. سيد محمد علي امام از محققان و نسب شناسان اين خطه، فرزند اوست كه آثاري در تاريخ و پيشينه¨ دزفول دارد و اسنادش از منابع استاد محقق، محمد علي روضاتي در جامع الأنساب است. آثار سيد هبة الله امام عبارتند از: تفسير سوره‌هاي: فاتحة الكتاب، هود، نبأ، حج، قدر،  اخلاص، طه، يوسف، زمر؛ شرح خطبه¨ لؤلؤيه؛ نداي خرد؛ دو گمشده؛ نغمه‌هاي خرد؛ اسرار خلقت؛ پيكار؛ كشكول امام؛ انوار در علم القرآن؛ راز آفرينش؛ ترجمة القرآن و العلوم؛ رجعت؛ حقيقت كدام است؛ علم بدا؛ كتابي در شرح حال ائمه#.  سيد هبة الله در اواخر عمر به تهران رفت و در شعبان 1391ق در همان جا درگذشت.  5. سيد محمد كاظم امام اهوازي فرزند سيد هبة الله كه از شاخه اهوازي اين خاندان است. وي در 1279ش در دزفول متولد شد. تحصيلات اوليه‌اش را نزد پدرش سپري كرد، سپس براي كسب مدارج عالي علمي به نجف رهسپار شد و از عالمان آنجا بهره برد. مهمترين اساتيد او آيات سيد ابوالحسن اصفهاني، ميرزاي نائيني و آقا ضيا عراقي هستند. وي پس از پايان تحصيلات و كسب مدارج علمي عالي براي تحقيقات علمي به مصر رفت و حدود يك سال آنجا ماند كه در تأليف و تحقيق بعدي او تأثير بسيار داشت. او بعد از مصر، به تهران بازگشت و به تدريس در دانشگاه تهران پرداخت. تأليفات ايشان عبارتند از: تصحيح روضات الجنات في اوصاف مدينة هرات؛ تصحيح مقدمة الأدب؛ تصحيح حقايق الشعر؛ تصحيح دقايق الشعر؛ ترجمة طبقات الأطباء و الحكما؛ تاريخ تصوف اسلامي؛ تاريخ معتزله؛ تاريخ مشهد طوس؛ تاريخ فقه اسلامي.  سيد محمد كاظم امام در 1399ق درگذشت.  6. سيد محمد علي امام اهوازي فرزند سيد هبة الله بن اسدالله بن نورالله بن اسدالله بن محمد حسين بن عبدالباقي. وي از مؤلفان پر كار معاصر اين خانواده است كه نخست، معلم بود؛ اما در كنار آموزش، تأليفاتي نيز داشت. آثار چاپ شده¨ وي عبارتند از: مقالاتي درباره¨ تاريخ جغرافيايي دزفول؛ مسجد جامع دزفول و تاريخچه¨ آن؛ دزفول زادگاه شيخ؛ تاريخ خوزستان؛ كهن شعراي خوزستان؛ ردي بر كتاب ديدني‌ها و شنيدني‌ها،  تأليف محمود دانشور.  البته برخي از آثار ايشان به چاپ نرسيده است كه مهم‌ترين آن مجموعه‌اي از انساب سادات است كه در كتاب مسجد جامع دزفول وعده¨ چاپ آن را داده است. علاوه بر رجال ياد شده، عالمان زيادي در اين خاندان بوده و هستند. از اين رو مي‌توان اين خاندان را خانداني روحاني و معنوي ناميد كه شرح حال 68 تن از آنان در كتاب تاريخ علما و روحانيت دزفول آمده است.
خاندان سيد آقامير، خاندان امام جمعه است. نماز جمعه¨ دزفول، ميراث‌وار از عصر صفويه تا انقلاب اسلامي در اين خاندان بوده و شايد بتوان گفت شروع نماز جمعه نيز با همين خاندان بوده است؛ چنان‌كه مناصب ديگر مانند قضاوت در خاندان قاضي و شيخ الاسلامي در خاندان شيخ الاسلام دزفول تقريباً به صورت ارثي بوده است.  با اين كه منصب امامت جمعه در بين فرزندان سيد اسدالله بن محمد حسين بن عبدالباقي و سيد نورالدين بن محمد حسين بن عبدالباقي بوده است؛ اما غلبه¨ اين منصب در دسته¨ دوم، لقب «امام جمعه» و لقب «امام» را براي آنان به ارمغان آورده است. البته لقب «امام» عنواني است كه براي غير از شاخه ياد شده نيز به كار رفته است. لقب «مير» و «آقا مير» كه در عصر صفويه بر امام جمعه و مدرسان مدارس ديني اطلاق مي‌شده  نيز بر كل اين خاندان اطلاق شده است. در مجموع، روحاني بودن بسياري از رجال اين خاندان، منصب امام جماعت، تعليم و تعلم علوم ديني و غير ديني باعث شد تا اين خاندان در رشد و ارتقاي سطح علمي، فرهنگي، ديني و معنوي منطقه خود نقشي بي‌بديل داشته باشند. بخشي از كارنامه¨ خدمات عالمان اين خاندان در منطقه عبارتند از: ساخت مسجد جامع دزفول در عصر مير عبدالباقي  و حوزه¨ علميه¨ آن كه با او شروع شده يا رونق يافته است؛  مسجد محسن  كه نخستين امام جماعتش سيد محسن بن سيد علي بن محمد حسين بن عبدالباقي بوده؛ مسجد ملا عليشاه كه براي سيد نعمت الله بن اسدالله ساخته شد؛  مسجد جامع اهواز كه براي اسدالله بن نورالله بن اسدالله آقاميري ساخته يا بازسازي شد  و حوزه¨ علميه¨ آن سامان كه با او رونق گرفت؛  توليت اوقاف مسجد جامع دزفول و ايفاي نقش اجتماعي در اصلاح امور.
در ادامه به بررسي نقش مهم و اصلي اين خاندان در نماز جمعه و جماعت و افرادي كه اين وظيفه را به عهده داشتند خواهيم پرداخت. سيد مير محمد امينا، امام جمعه دزفول در نيمه اول قرن يازدهم قمري. سيد محمد امينا بنابر منابع معاصر، فرزند سيد محمد رضا بود  كه در عصر صفويه وارد دزفول شد و نماز جمعه را رونق داده يا آغاز كرد. قديمي‌ترين سندي كه اطلاعاتي از او در خود دارد، وقفنامه‌اي است مربوط به حمام مسجد جامع كه متن آن را در مسجد جامع دزفول آورده‌اند.  در اين سند، به نام و وظيفه¨ او كه توليت اوقاف مسجد بوده و نيز زنده بودنش تا سال 1051ق،  اشاره شده است؛ اما سال درگذشت وي روشن نيست. چنان‌كه در خصوص پدر و اجدادش كه اصالتاً دزفولي هستند يا نه و اين كه آيا اين منصب را داشته‌اند يا نه، نيز اطلاعي در دست نيست.
سيد مرتضي بن سيد محمد امين، امام جمعه¨ دزفول در نيمه¨ دوم قرن يازدهم قمري و اوايل قرن دوازدهم قمري. سيد مرتضي به طور قطع دومين امام جمعه¨ دزفول پس از پدرش و پيش از فرزندش سيد عبدالباقي بوده است  اما از تاريخ تولد، مدت امامت جمعه و وفات ايشان اطلاعي در دست نيست.
سيد مير محمد حسين بن سيد عبدالباقي آقامير، امام جمعه¨ دزفول در قرن دوازدهم و سيزدهم قمري. سيد مير محمد حسين در دزفول متولد شد و تحصيلات ابتدايي را در همان جا گذراند. از زمان تولد و نيز استادان او جز پدرش اطلاعي در دست نيست. او تحصيلات عالي را در اصفهان گذراند و پس از كسب مدارج عالي به دزفول برگشت. وي برخي از دروس مانند حكمت را از محضر سيد محمد كبير از سادات گوشه در دزفول بهره برد.  هجرت ايشان از اصفهان به طور قطع نشان از آن دارد كه حوزه¨ درسي پدرش را نيز مديريت مي‌كرده و اداره موقوفات مسجد جامع  را نيز عهده‌دار بوده است. در اينكه پس از پدرش امامت جمعه در مسجد جامع با او بوده ترديدي وجود ندارد اما زمان آن به طور دقيق مشخص نيست. مدت امامت او را از 1169 تا 1214ق دانسته‌اند.  وي در سال 1226ق وفات كرد؛  البته با توجه به اين كه درگذشت پدرش سيد عبدالباقي- طبق گزارش سيد عبدالله جزايري كه معاصر و شاگرد سيد عبدالباقي بوده - در 1143ق دانسته شده  و منابع بعدي هم آن را پذيرفته‌اند  شروع امامت ايشان از 1169ق صحيح نيز به نظر نمي‌رسد. مگر اينكه گفته شود كه انجام امامت جماعت و جمعه در مسجد جامع دزفول به صورت غالبي منوط به اين خاندان بوده اما در اين ميان احتمال اينكه گاهي قطع شده و كساني ديگر انجام اين امر را به عهده داشته‌اند وجود دارد. به‌خصوص به دليل بروز برخي از شرايط خاص اقتصادي و سياسي جامعه ايران در اوايل دوران اين خاندان - مانند اواخر عصر نادر كه فشار اقتصادي بر مردم زياد بوده - اين احتمال تقويت مي‌شود. كتيبه‌اي در بالاي درِ بزرگ مسجد جامع دزفول در زير طاق از سمت بيرون وجود دارد كه سال 1157ق را نشان مي‌دهد و اين حاكي از تعمير و مرمت مسجد جامع در اواخر عصر نادر و در دوران حيات سيد محمد حسين آقامير است  و احتمال دارد كه امامت مسجد نيز در اين زمان با سيد محمد حسين بوده است. گفتني است با وجود شرايط ذكر شده در اواخر عصر نادر، مسجد جامع دزفول مورد مرمت قرار گرفت كه اين موضوع حاكي از توليت منظم آن و تداوم امامت جمعه است. گرچه قطع شدن امامت به صورت جزئي مخصوصاً در اوايل عصر خاندان آقاميري نيز پذيرفتني است. بنابراين سيد محمد حسين پس از پدرش و تا امامت فرزند‌ش سيد نورالدين، امام جمعه¨ دزفول بوده است. تاريخ وفات ايشان دقيقاً مشخص نيست. برخي آن را پس از 1208ق  و برخي ديگر در حدود 1214ق يا بعد از آن دانسته‌اند. از آنجا كه مقبره¨ سادات آقاميري پس از سيد عبدالباقي در زيرزمين درب بزرگ مسجد جامع دزفول است، مقبره¨ سيد محمد حسين نيز همان جا بايد باشد.
سيد نور الدين آقاميري، امام جمعه دزفول در قرن سيزدهم قمري. سيد نور الدين، فرزند ارشد سيد محمد حسين بن سيد عبدالباقي است.  تحصيلات مقدماتي را در دزفول گذراند و براي كسب مدارج علمي عالي به نجف هجرت كرد.  وي در حيات پدر خود عهده‌دار وظايف اجتماعي و فرهنگي بود. عمده¨ مداركي كه حكايت‌گر زندگي اوست، مُهر، اسناد و نوشته‌هاي تاريخ‌داري است كه از وي به جا مانده و مؤلف كتاب مسجد جامع دزفول و تاريخچه¨ آن با استناد به اين اسناد، مدعي است كه ايشان از حدود 1207ق به بعد به كار‌هاي اجتماعي و برخي از مسئوليت‌هاي پدرش رسيدگي مي‌كرد. پس از وفات پدرش امامت جمعه و جماعت را عهده‌دار شد. اگر وفات پدرش در 1214ق باشد، دوران امامت جمعه¨ او تا سال درگذشتش- كه در اوايل 1245ق بوده - بيش از سه دهه است. سيد نورالدين دو فرزند به نام‌هاي عبدالكريم و محمد حسين داشته كه هر دو در دوره‌هايي امام جمعه بوده‌اند و به آن‌ها نيز اشاره خواهد شد. مقبره¨ سيد نورالدين در زير زمين درب بزرگ مسجد جامع در مقبره¨ خاندان آقامير در كنار پدرش واقع است. 
سيد عبدالكريم آقاميري، امام جمعه¨ دزفول در قرن سيزدهم قمري.‌ سيد عبدالكريم، اولين فرزند ذكور سيد نور الدين و امام جمعه¨ پس از اوست.  تاريخ دقيق تولدش مشخص نيست. او تحصيلات ابتدايي را در دزفول گذراند و براي تحصيلات عالي به نجف رفت. وي پس از كسب فيض از عالمان آن ديار به دزفول بازگشت. از 1245ق كه سال وفات پدر اوست تا 1267ق امامت مسجد جامع دزفول را به عهده داشت. بنابراين، حدود 22 سال متصدي امامت جمعه¨ دزفول بوده است. كتيبه‌اي كه در مسجد جامع دزفول بين اطاق كتابخانه و دفتر هيأت امنا واقع است و تاريخ 1253ق را نشان مي‌دهد، حكايت از تعمير اين مسجد در عصر او دارد.  شهرت او در دوران خودش نيز به سيد عبدالكريم بوده و مُهرش با همين نام موجود است.  وفات سيد عبدالكريم طبق نظر سيد محمد علي امام اهوازي، با استناد بر اسنادي كه در دست داشته، پيش از رمضان 1267ق بوده است  و مدفنش در مقبره¨ خاندان آقامير است. ايشان دو فرزند به نام‌‌هاي سيد سلطان محمد و سيد رحيم داشت. 
سيد محمد حسين آقاميري (آقا كوچك)، امام جمعه¨ دزفول در قرن سيزدهم قمري. سيد محمد حسين دومين فرزند ذكور سيد نور الدين و برادر سيد عبدالكريم است.  او در دزفول متولد شد ولي تاريخ تولدش مشخص نيست. وي علوم ديني را در محضر پدر و برخي عالمان فرا گرفت. سپس هنگامي كه برادرش سيد عبدالكريم در سفر عتبات عاليات و مشهد بود و نيز پس از فوت برادرش، امامت مسجد جامع را عهده‌دار شد.  در نامه‌هايي كه براي او ارسال شده، او را «علاّمة العلما، فخر المحققين، سلالة السادات و النجبا و ...» خطاب كرده‌اند. از اين رو وي اعتبار خاصي نزد خاص و عام داشته است. عمده¨ اسنادي كه در مورد زندگي ايشان مطالبي در خود دارد حدود هشتاد نامه¨ دوستانه، سند، قبض مالياتي، مطالبه مستمري و ... هستند كه به خط ايشان يا به نام ايشان‌ است كه نزد مؤلف مسجد جامع دزفول - كه خود از اين خاندان است- موجود بوده‌اند. اين اسناد نشان از فعاليت‌هاي فراوان او در كنار امامت جمعه دارد. از آثار ايشان كتاب مباحثة النفس است كه به خط خودش است باقي مانده است.  او در دزفول وفات كرد و در آرامگاه خانوادگي به خاك سپرده شد.  در كتاب مسجد جامع دزفول، سال وفات او 1245ق ذكر شده؛  در حالي كه در اثري ديگر 1297ق بيان شده است.  از آنجا كه در تاريخ زندگي فرزندش آيت الله مير عبدالسلام گفته شده - و مؤلف مسجد جامع دزفول هم آن را پذيرفته - وي از حدود 1300ق و پس از فوت پدرش امامت جمعه¨ دزفول را بر عهده داشته است،  بنابراين، تاريخ 1297ق صحيح‌تر به نظر مي‌رسد. به علاوه، تولد فرزندان سيد آقا كوچك در 1250 و 1252ق دانسته شده است  و نه تنها سخني از يتيم شدنشان به ميان نيامده، بلكه گفته شده كه با پدرشان به سفر حج رفته‌اند؛  بنابراين فوت ايشان در 1297ق قابل پذيرش است. او نيز در مقبره¨ خاندان آقامير به خاك سپرده شد. 
سيد عبدالسلام آقاميري، امام جمعه¨ دزفول در قرن چهاردهم قمري. سيد عبدالسلام فرزند سيد محمد حسين بن سيد نور الدين بن سيد محمد حسين بن عبدالباقي است كه پس از فوت پدرش متصدي منصب امامت جمعه¨ دزفول شد. او در 1250ق متولد شد.  تحصيلات ابتدايي را در دزفول گذراند و همراه با پدر، مادر، برادر و ساير اعضاي خانواده به عتبات عاليات سفر كرد. به احتمال زياد به واسطه¨ همين سفر در آنجا اقامت گزيد و از عالمان و بزرگان آنجا بهره برده و به درجات عالي علمي رسيد. بنابر آنچه گفته شده  او در نجف از شيخ انصاري، ميرزاي شيرازي و سيد علي شوشتري بهره برده است.  بنابراين سفر او قطعاً پيش از 1280ق بوده، زيرا در 1281ق شيخ انصاري درگذشت. ايشان پس از كسب مدارج علمي از نجف به دزفول برگشت و بعد از پدرش كه در 1297ق از دنيا رفت، امامت جمعه دزفول را عهده‌دار شد. او در 1308ق به تهران عزيمت كرد و مورد توجه عالمان آن ديار و نيز ناصر الدين شاه قاجار (حكومت 1264-1313ق) قرار گرفت و به مدت چهارده سال در تهران ماند. سپس دوباره در 1322ق به دزفول بازگشت. از اين رو مي‌توان امامت جمعه او را در دو دوره¨ ذكر شده دانست. سيد عبدالسلام در 1326ق درگذشت و در مقبره¨ جديد خاندان آقامير به خاك سپرده شد.  وي يك فرزند به نام سيد محمد داشته است. 
سيد عبدالنبي آقاميري، امام جمعه دزفول، در قرن چهاردهم قمري. سيد عبدالنبي، برادر سيد عبدالسلام و امام جمعه¨ دزفول پس او است. او در 1252ق در دزفول متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش گذراند. سپس براي كسب مدارج علمي بالا، به نجف رفت و طي سال‌هاي 1272تا 1282ق، به تحصيل علوم و معارف اسلامي پرداخت و پس از طي مدارج علمي به دزفول بازگشت. در 1308 تا 1321ق كه سال وفات ايشان است، در غياب برادرش سيد عبدالسلام، امامت جمعه و توليت اوقاف مسجد جامع را به عهده داشت. او در 1321ق در دزفول وفات يافت. احتمالاً به دليل پر شدن مقبره¨ اول خاندان آقامير، جسد ايشان در آبدارخانه¨ مسجد به صورت امانت دفن و پس از درگذشت برادرش سيد عبدالسلام، در مقبره¨ جديد خاندان آقامير به خاك سپرده شدند.  سيد عبدالنبي آخرين امام جمعه¨ دزفول از شاخه¨ نور الدين بن محمد حسين بن عبدالباقي است. پس از آن امامت جمعه به شاخه¨ ديگر اين خاندان يعني فرزندان سيد اسدالله بن محمد حسين بن عبدالباقي منتقل شد.
سيد عبدالصمد آقاميري، امام جمعه¨ دزفول، در قرن چهاردهم قمري. سيد عبدالصمد، فرزند سيد محمد حسين بن سيد اسدالله بن سيد محمد حسين بن عبدالباقي است. وي نخستين فرد از فرزندان سيد اسدالله بن سيد محمد حسين بود كه امامت جمعه¨ دزفول را عهده‌دار شد و تصدي اين منصب به اين شاخه انتقال يافت. از اين رو اين خانواده را هم خاندان امام جمعه مي‌گويند. او در 1268ق در دزفول متولد شد. تحصيلات ابتدايي و همچنين سطوح عالي را در زادگاهش گذراند و از محضر آيت الله شيخ محمد طاهر معزي كسب فيض كرد. او پس از وفات سيد عبدالسلام آقاميري در 1326ق تا زمان وفاتش در 1328ق امامت جمعه¨ مسجد جامع دزفول را عهده‌دار بود. او نيز در مقبره¨ جديد خاندان آقا مير دفن شد. سيد محمد علي و سيد محمد حسين فرزندان او هستند. 
سيد اسدالله آقاميري (معروف به امام)، امام جمعه¨ دزفول و اهواز در قرن چهاردهم قمري. سيد اسدالله فرزند سيد نورالله بن اسدالله بن محمد حسين بن عبدالباقي است. او در 1279ق در دزفول متولد شد و تحصيلات ابتدايي و عالي را در زادگاهش گذراند. وي از محضر شيخ محمد طاهر معزي و آقا سيد حسين بن سيد عبدالكريم كسب فيض كرد. سپس در 1327ق به عتبات عاليات سفر كرد و از بزرگاني چون آخوند خراساني سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي و سيد ابوالحسن اصفهاني بهره برد و پس از طي مدارج علمي به دزفول بازگشت. ظاهراً اندكي پس از وفات سيد عبدالصمد، امامت جمعه¨ اين شهر را عهده‌دار شد و سپس به اهواز نقل مكان كرد. در 1331ق مسجد جامع اهواز را براي ايشان ساختند. از آن پس در همان جا مشغول امامت شد كه به احتمال زياد تا زمان وفات او در 1357ق ادامه يافت. ايشان علاوه بر امامت جمعه، در اهواز حوزه¨ تدريس و تعليم نيز داشت. در سال‌هاي 1341 تا 1344ق دوباره براي كسب فيض از بزرگان، سفرهايي به عتبات عاليات داشت. در مجموع، امامت جمعه¨ ايشان در مسجد جامع دزفول مدت اندكي بود و بيشتر در مسجد جامع اهواز متصدي امامت جمعه بود. جسد ايشان پس از وفات، در قبرستان اهواز به امانت به خاك سپرده شد و در 1360ق به دار السلام نجف منتقل و در مقبره¨ خاندان معزي دفن شد. بنابراين سال وفاتش در سنگ روي قبر1360ق ثبت گرديده است.  سيد هبة الله و محمد كاظم امام، فرزندان او بودند.
سيد محمد علي آقاميري امام جمعه¨ دزفول در قرن چهاردهم قمري. سيد محمد علي، فرزند سيد عبدالصمد بن محمد حسين است كه منصب امامت جمعه¨ دزفول را پس از سفر سيد اسدالله به اهواز، به عهده گرفت. وي در 1300ق در دزفول متولد شد. تحصيلات ابتدايي و عالي را در همان جا گذراند. استادانش در مقاطع عالي، آيات محمد باقر معزي و محمد مهدي بيگدلي بوده‌اند.  سيد محمد علي از 1328 تا 1371ق بيش از چهار دهه امامت جمعه و جماعت مسجد جامع دزفول را به عهده داشت؛ به همين دليل ملقب به «امام جمعه» بوده است. در دوره¨ ايشان، مسجد جامع دزفول كه دچار تخريب و فرسودگي شده بود، تعميرات اساسي شد. كتيبه‌ي ايوان سمت غربي مسجد كه تاريخ 1366ق را نشان مي‌دهد حاكي از اين امر است . وي از عوايدحمام و باغ موقوفه، املاكي جهت تأمين مخارج مسجد جامع خريد.  سيد محمد علي، تمام اسناد معاملات و ازدواج ساكنان محله را با خطي زيبا مي‌نوشت كه حكايت از فعاليت طولاني مدت اجتماعي در كنار فعاليت‌هاي ديني او دارد. وي در 1371ق درگذشت و مقبره‌اش در قبرستان نعل اشكن واقع است.  سيد محمد و سيد ابراهيم فرزندان او هستند.
سيد ابراهيم، امام جمعه¨ دزفول در قرن چهاردهم قمري. سيد ابراهيم، فرزند سيد محمد علي بن عبدالصمد بن سيد محمد حسين بن سيد اسدالله بن سيد محمد حسين بن عبدالباقي است. او در 1343ق در دزفول متولد شد و احتمالاً تحصيلاتش نيز در دزفول بوده است. وي مدتي - احتمالاً پس از سفر برادرش به تهران و نواحي ديگر - امامت مسجد جامع را به عهده داشت و در اداره¨ اوقاف نيز همكار برادرش بود. ايام امامت جمعه‌اش به طور دقيق روشن نيست. او در شوال 1409ق درگذشت و در آرامگاه خانوادگي در بقعه¨ محمد بن جعفر به خاك سپرده شد. 
سيد محمد آقاميري، امام جمعه¨ دزفول در قرن چهاردهم قمري. سيد محمد، فرزند محمد علي بن عبدالصمد و برادر سيد ابراهيم است كه امامت جمعه را پس از پدرش به عهده داشت. وي در 1328ق در دزفول متولد شد. تحصيلات ابتدايي و عالي را در شهر خود گذراند. استادانش در سطوح عالي، شيخ محمد بيگدلي و سيد اسدالله نبوي بودند. او پس از پدرش منصب امامت جمعه در مسجد جامع دزفول و توليت موقوفات آن را به عهده داشت. پايان امامت جمعه¨ او معلوم نيست؛ زيرا مدتي در تهران، اهواز و مشهد ساكن و در اين نواحي به ارشاد مشغول بود. ايشان در 1362ش در تهران درگذشت و در مقبره¨ باغ بهشت قم آرام گرفت. 
حاج سيد عبدالرزاق آقاميري امام جمعه¨ دزفول در قرن چهاردهم قمري. سيد عبدالرزاق فرزند سيد علي بن سيد نعمت الله بن سيد اسدالله بن سيد محمد حسين بن سيد عبدالباقي است كه مدتي در نيمه¨ دوم قرن چهاردهم امام جمعه¨ دزفول بود. او در 1323ق در دزفول متولد شد. وي پس از 1371ق، مدتي - كه به طور دقيق مشخص نيست - امامت جمعه و جماعت مسجد جامع دزفول را به عهده داشت. او در سال‌هاي پاياني عمرش دچار بيماري و كسالت مستمر شد و سرانجام در 1415ق در دزفول از دنيا رفت و در مقبره¨ خانوادگي دفن شد. 
سيد حسن آقاميري امام جمعه¨ دزفول در قرن چهاردهم قمري. سيد حسن، فرزند سيد ابراهيم بن سيد محمد علي بن عبدالصمد و آخرين امام جمعه¨ دزفول از اين خاندان است. او در 1324ق در دزفول متولد شد. تحصيلاتش بيشتر در دزفول بود و طي سالهاي 1341تا 1343ش امامت جمعه¨ دزفول را به عهده داشت. از 1343ش به بعد براي كسب مدارج علمي بالاتر به قم رفت و از اساتيدي چون آيات: مدرس افغاني، باكويي و جعفر سبحاني كسب فيض كرد. سپس به زادگاهش برگشت و پس از انقلاب، امام جماعت مسجد جامع بود.  البته پس از انقلاب، آيت الله مجدالدين قاضي كه از خاندان قاضي دزفولي است، به فرمان امام خميني، به عنوان نماينده¨ ولي فقيه و امام جمعه¨ دزفول منصوب شد كه در بهمن 1364ش از دنيا رفت.  بنابراين، اولين امام جمعه پس از انقلاب، آيت الله مجدالدين قاضي بود و به اين ترتيب امامت جمعه¨ دزفول از صورت خانداني خارج شد.
سيد هبة الله امام، امام جمعه¨ اهواز در قرن چهاردهم قمري. ايشان از شاخه¨ اهوازي اين خاندان است كه به «امام» معروف است و همان طور كه گذشت، مدتي امامت جمعه و جماعت مسجد جامع اهواز را به عهده داشت. يكي از اقدامات ايشان تأسيس كتابخانه و چاپ برخي از آثار خطي بود كه از اجدادش به او به ارث رسيده بود يا از ديگر پسر عموهايش به او بخشيده شده بود. اين آثار، بيشتر به دست پسرش سيد محمد علي امام رسيد كه بخش قابل توجه آن را به كتابخانه¨ مركزي دانشگاه شهيد چمران اهواز اهدا كرد. 
سيد علي آقاميري امام جمعه¨ اهواز در قرن چهاردهم قمري. سيد علي، فرزند حاج سيد محمد تقي بن سيد اسماعيل بن سيد محمد حسين بن سيد عبدالباقي بود. او در 1298ق در دزفول متولد شد. سيد علي در غياب آقا سيد هبة الله امام، در مسجد جامع اهواز امامت جماعت و جمعه را عهده‌دار بود او در 1374ش در اهواز درگذشت. پيكر او به دزفول منتقل و در مقبره¨ خانوادگي آقامير به خاك سپرده شد. 
علاوه بر موارد ذكر شده، بسياري از عالمان خاندان آقامير، امامت جماعت مساجد را بر عهده داشتند كه به عنوان نمونه به چند مورد مهم اشاره مي‌شود: سيد محسن بن سيد علي بن سيد محمد حسين بن سيد عبدالباقي؛ او نخستين كسي است كه در مسجد محسن امام جماعت بوده است.  پس از او فرزندش سيد محمد باقر (1302ق) سپس سيد محمد حسين (1335ق) بن سيد محمد باقر  و سيد احمد (1323ق) بن سيد محمد بن سيد ميرزا بن سيد ابوالقاسم بن محمد حسين بن عبدالباقي امام جماعت اين مسجد بوده‌اند.  در مسجد امام حسن عسكري#، سيد اسدالله (1408ق) بن عبدالوهاب بن سيد علي بن سيد نعمت الله  و سيد محمد رضا بن نعمت الله بن سيد علي، اقامه¨ جماعت كرده‌اند.  در مسجد ملا علي‌شاه (مطهري) سيد نعمت الله طبيب (1311ق) بن اسدالله بن سيد محمد حسين، امام جماعت بود. اين مسجد را براي او ساخته بودند.  سيد محمد حسين (1335ق) بن هدايت الله بن محمد هادي بن سيد علي بن محمد حسين، در مسجد چوقابافان امامت جماعت را به عهده داشت.  سيد محمد علي سبط (1322ق) و برادرش كه مختصري از شرح حالشان گذشت نيز امام جماعت بودند.  سيد محمد اماميان (1352ش) بن مرتضي بن محمد تقي بن اسماعيل بن محمد حسين بزرگ، در آبادان امام جماعت بود. او همچنين نمايندگي آيات عظام و تدريس در مدرسه¨ علميه¨ اين شهر را نيز به عهده داشت. 
منابع: الإجازة الكبيرة، سيد عبدالله بن نورالدين جزائري (1173ق)، به‌كوشش: سيد محمد سمامي حائري، قم، مكتبة آية الله المرعشي النجفي، 1409ق؛ أعيان الشيعة، سيد محسن بن عبدالكريم معروف به محسن امين (1371ق)، بيروت، دار التعارف، 1406؛ تاريخ خوزستان، سيد محمد علي امام اهوازي (1377ش)، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1379ش؛ تاريخ دزفول، احمد لطيف پور (معاصر)، تهران، انتشارات فرهنگ مكتوب، دوم، 1386ش؛ تاريخ علما و روحانيت دزفول، علي راجي (معاصر)، قم، انتشارات آستانه¨ مقدسه، 1384ش؛ تاريخ لرستان در روزگار پهلوي، عليرضا ولي زاده¨ معجزي (معاصر)، تهران، انتشارات حروفيه، اول، 1382ش؛ تاريخ لرستان در روزگار قاجار، عليرضا ولي زاده¨ معجزي (معاصر)، تهران، انتشارات حروفيه، اول، 1380ش؛ تاريخ و سفرنامه¨ حزين، محمد علي حزين لاهيجي (1181ق)، به‌كوشش: علي دواني، مركز اسناد انقلاب اسلامي، تهران، 1375ش؛ تحفة العالم، مير عبداللطيف شوشتري (1220ق)، به كوشش صمد موحد، تهران، كتابخانه¨ طهوري، 1363ش؛ جامع الأنساب، سيد محمد علي روضاتي (1391ش)، اصفهان، چاپخانه¨ جاويد، 1335ش؛ دزفول در گذر زمان، احمد لطيف پور (معاصر)، تهران، انتشارات فرهنگ مكتوب، 1387ش؛ الذريعة إلي تصانيف الشيعة، محمد محسن بن علي معروف به آقا بزرگ تهراني (1389ق)، تهران، كتابخانه¨ اسلاميه، 1408ق؛ زندگاني و شخصيت شيخ انصاري، مرتضي انصاري (معاصر)، بي‌جا، 1402ق؛ شجره نامه¨ سادات رود بندي - داعي، حبيب الله نظيري دزفولي (معاصر)، قم، نشر مؤلف، اول، 1377؛ شجره¨ مباركه، سيد محمد جزايري (معاصر)، اهواز، چاپخانه نگارين، بي‌تا؛ «شرح حال آيت الله شيخ عبدالحسين فقيهي رشتي»، رسول بن عباس جعفريان (معاصر)، مجله¨ ميقات حج، زمستان 1389، شماره 74؛ شرح زندگاني من، عبدالله مستوفي (1329ش)، تهران، نشر زوار، پنجم، 1384ش؛ شكرستان درتاريخ شش هزار ساله¨ خوزستان، صدرالدين ظهير الاسلام‌زاده¨ دزفولي (1322ش)، تهران، چاپخانه¨ فردوسي، 1308ش؛ طبقات أعلام الشيعة، محمد محسن بن علي معروف به آقا بزرگ تهراني (1389ق)، مشهد،‌ دار المرتضي، دوم،‌1404ق؛ فهرس التراث، محمد حسين حسيني جلالي (معاصر)، قم، انتشارات دليل ما، 1422ق؛ كهن شعراي خوزستان، سيد محمد علي امام اهوازي (1377ش)، خوزستان، اداره كل فرهنگ و ارشاد خوزستان، 1353ش؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاريخ ايران)، حسين اردكاني (معاصر)، به كوشش؛ ايرج افشار، تهران، اساطير، 1374ش؛ مجد دين - سيري در سيره¨ آيت الله سيد مجدالدين قاضي دزفولي، غلام علي رجايي (معاصر)، تهران؛ نشر نيلوفران، 1390ش؛ مجمع الأبرار و تذكرة الأخيار، داعي دزفولي (1256ق)، گردآوري حبيب الله نظيري دزفولي، دزفول، بي‌نا. 1370ش؛ مجموعه اسناد،‌ موجود در مركز دانشنامه نماز جمعه؛ مستدركات أعيان الشيعة، حسن امين (1948م)، بيروت، دارالتعارف، 1408ق؛ مسجد جامع دزفول و تاريخچه¨ آن، سيد محمد علي امام اهوازي (1377ش)، اهواز، دار المؤمنين، 1389ش؛ مصاحبه¨ عبدالحكيم محمدي با سيد محمد حسن آقاميري، 11/3/1395ش؛ مكارم الآثار، محمد علي معلم حبيب آبادي (1355ش)، اصفهان، وزارت فرهنگ و هنر - مؤسسه¨ نفائس مخطوطات، 1352ش؛ موسوعة الطبقات الفقهاء، جعفر بن محمدحسين سبحاني (معاصر)، قم، مؤسسه¨ امام صادق#، 1418ق؛ نفحات الروضات، محمد باقر الفت (1343ش)، به‌كوشش: سيد احمد روضاتي، تهران، مكتب القرآن، 1371ش؛
عبدالحكيم محمدي (كاظمي)

کپی لینک کوتاه
متن برای شناسایی تازه سازی CAPTCHA