نمایش محتوای سبز

1400/4/28 - 19:23
آداب نماز جمعه
آداب نماز جمعه
رفتارها و هيأت‌هاي سفارش شده در نماز جمعه. آداب جمع اَد‌َب، به معني نگه داشتن حد هر چيزي؛  ظرفيت، تهذيب؛  كار خوب، رفتار و گفتار شايسته، تأديب، تنبيه، علوم ادبي  و قول و فعلي است كه شروع يا پايان آن مورد تحسين باشد.  همچنين به معناي رياضت و هر تلاش پسنديده‌اي است كه انسان را به فضيلتي از فضيلت‌ها برساند  يا صفت و ملكه‌اي كه انسان را از كارهاي زشت باز دارد.  نيز به كار رفته است.

آداب در اصطلاح فقها، به معاني قريب به همان معاني لغوي به كار رفته است و منظور از آن مجموع رفتارها و هيأت‌هايي است كه فعل يا ترك آن‌ها از ديدگاه شارع مقدس، موجب حسن و كمال فعل يا موضوعي مي‌شود كه حكم شرعي به آن تعلق گرفته است، مانند آداب نماز، آداب زيارت، آداب تخلي و... .  انجام يا ترك فعل، گاه به عنوان عملي مستقل در نظر گرفته مي‌شود مانند نظافت‌كردن و ناخن گرفتن و گاه حالتي در فعل است از قبيل آداب غذا خوردن. در بعضي آداب مثل غسل جمعه و زيارت قصد قربت معتبر است ولي در بعضي ديگر مانند آداب تجارت قصد قربت لازم نيست.  اين واژه توسط فقها در احكام لزومي (واجب و حرام) و غير لزومي (مستحب و واجب) به كار رفته است.

در روايات و فقه آداب بسياري براي شركت در نماز جمعه ذكر شده است: توصيه شده كه مردم خود را از روز پنج شنبه براي نماز جمعه آماده كنند  و از خوردن داروهايي كه موجب ضعف و سستي شده و آنان را از حضور در نماز جمعه باز مي‌دارد، خودداري كنند.  همچنين سزاوار است كه حاكم اسلامي زندانياني كه به خاطر بدهكاري مالي به زندان افتاده‌اند را با ضمانت اوليايشان،  براي شركت در نماز جمعه، آزاد كند.  به شتاب كردن به سوي نماز جمعه نيز سفارش فراوان شده است،  در روايات آمده اگر مردم ارج و فضيلت شتاب كردن به سوي نماز جمعه را مي‌دانستند، بر سر آن با هم منازعه مي‌كردند؛  بر اساس روايتي ديگر بهشت براي كسي كه به سوي نماز جمعه بشتابد، به زيورها آراسته و زينت مي‌يابد، و سبقت و پيشي گرفتن مسلمانان به سوي بهشت به اندازه سبقت‌شان به سوي نماز جمعه است؛  در روايت ديگر آمده هر كس زودتر به سوي نماز جمعه بشتابد در روز قيامت به خدا نزديك‌تر است.  برخي از فقها، زود رفتن به نماز جمعه را بر افرادي كه نماز جمعه بر آن‌ها واجب است، واجب دانسته‌اند. زمان وجوب، براي افراد نزديك به محل برگزاري نماز جمعه هنگام زوال و براي ساكنان نواحي دور تر قبل از آن است.  در تفسير «شتاب به نماز جمعه»، بين فقها تفاوت نظر وجود دارد؛ تعدادي از آنان معتقدند استحباب آن در اول روز مي‌باشد  از ميان فقهاي عامه، مالك منكر استحباب آن در اول روز شده  با اين استدلال كه امر به حضور در نماز جمعه به هنگام زوال مي‌باشد و بعيد است كه ثواب در وقتي مترتب شود كه هنوز امر به نماز نيامده باشد و اينكه در روايات تعبير به «رواح» شده كه اسم است براي زوال.  برخي از فقهاي متأخر معتقدند كه زمان استحباب، طلوع فجر اول مي‌باشد و شايسته است كه نماز صبح را نيز در مسجد بخواند  تعدادي از فقيهان عامه مانند شافعي‌ها بر اين نظرند كه زمان استحباب بعد از طلوع خورشيد است با اين استدلال كه اهل حساب، اول روز را از طلوع خورشيد مي‌دانند؛  اما برخي از فقهاي اماميه معتقدند كه استحباب از اول طلوع فجر دوم مي‌باشد؛ چرا كه از ديدگاه شرعي اين زمان اول روز به حساب مي‌آيد.

شايسته است كه مسلمانان از رفتن به جهت حوائج دنيوي در روز جمعه قبل از برگزاري نماز جمعه، پرهيز كنند  و توصيه شده است كه نمازگزار به هنگام رفتن به سوي نماز جمعه، خود را زينت كند.  در روايات، اصلاح محاسن، عطر زدن و لباس زيبا پوشيدن به هنگام نماز، شانه زدن موها، بلند كردن دستان به هنگام ركوع و سجود در نماز، شركت در نماز عيد و نماز جمعه، از جمله مصاديق زينت شمرده شده‌‏اند.  نسبت به استفاده از بوي خوش تأكيد بيشتري شده است؛ رسول خدا@ فرمود دوستم جبرئيل به من گفت يك روز در ميان خود را معطر ساز و اين كار را در روزهاي جمعه ترك نكن.  امام رضا# مي‌فرمايند: بر هيچ‌كس روا نيست كه از به كار بردن عطر (ماده خوشبو) در هر روز خودداري كند، پس اگر نتواند، يك روز در ميان چنين كند، و اگر باز هم نتواند،‌ معطر ساختن خود را در روز جمعه ترك نكند.

از آداب نماز جمعه، خواندن دعا‌هاي مأثوره به هنگام رفتن به سوي نماز جمعه  و پياده‌روي تا مكان برگزاري نماز جمعه است؛ در رواياتي از رسول خدا@ پياده روي تا محل برگزاري نماز جمعه، كفاره¨ بيست سال از اعمال فرد نمازگزار شمرده شده است.  توصيه شده كه در صورت توانايي، پياده روي به نماز جمعه ترك نشود.  طبق برخي از روايات، قدم برداشتن براي نماز جمعه موجب حرام شدن آتش بر جسد فرد نمازگزار مي‌شود.  مستحب است كه نمازگزاران به هنگام رفتن به سوي نماز جمعه با آرامش و وقار بروند.  منظور از آرامش و وقار در اين جا اين است كه نمازگزاران با تأني و آرامش قلبي و بدون اضطراب به سوي عبادت در روز جمعه بروند.  بنا بر نظر مشهور فقهاي اماميه، حنابله و مالكيه، سفر كردن پس از زوال و پيش از آغاز نماز جمعه، مكروه است. البته برخي از فقها معتقدند كه اگر امكان اقامه نماز جمعه براي مسافر در مكان ديگر وجود داشته باشد، سفر وي جايز (مباح) است.

مستحب است مأمومين نسبت به تشكيل صفوف نماز جمعه مبادرت كرده و صفوف نماز جمعه را مرتب نمايند. بنا بر روايات، سه چيز است كه اگر امت مي‌دانستند چه چيزي در آن‌ها براي آنان است بر سر آن با هم منازعه مي‌كردند: اذان، شتاب به سوي نماز جمعه و صف اول نماز.  پهن كردن سجاده قبل از شروع نماز جمعه از آداب است.  برخي از فقهاي اماميه ارتقاي منبر نماز جمعه را از مستحبات آن، به شمار آورده‌اند.  همچنين مستحب است كه نمازگزاران در هنگام ايراد خطبه، رو به خطيب نشسته و به خطبه‌ها گوش فرا دهند.  هر جا جايي ميسر شود، نمازگزار همان مكان بنشيند و به صفوف جلو نرود تا موجب اذيت ديگران نشود مگر اينكه صف اول خالي باشد.

تمام آداب و مستحباتي كه درباره¨ نمازگزاران ذكر شد، شامل امام جمعه نيز مي‌شود مانند غسل جمعه، اصلاح سر و صورت، گرفتن ناخن‌ها، با سكينه و وقار راه رفتن، پوشيدن بهترين لباس‌ها، خوش‌بو كردن، عطر زدن، عمامه و ردا پوشيدن. البته اين سه مورد اخير در مورد امام جمعه به طور صريح ذكر شده است.

مستحب است كه خطيب در هنگام ايراد خطبه‌ها، طهارت داشته باشد  برخي از فقها نيز آن را موافق احتياط و واجب دانسته‌اند؛  دليل كساني قائل به وجوب اشتراط طهارت در خطبه شده‌اند اين است كه در روايات، آن دو خطبه به جاي دو ركعت نماز قرار داده شده است و همان طوري كه نماز مشروط به طهارت است، دو خطبه كه نازل منزله آن دو ركعت است نيز مشروط به طهارت است.  و اينكه دو خطبه بدل از دو ركعت نماز مي‌باشد پس همان طور كه در مبدل (نماز) طهارت شرط است در بدل كه خطبه‌ها مي‌باشد نيز طهارت شرط است.  اما آن دسته از فقهايي كه آن را واجب ندانسته به اصل برائت ذمه (كه موضوع آن شك در تكليف مي‌باشد) از وجوب طهارت تمسك كرده‌اند.  (‘ خطبه) مستحب است كه خطيب جمعه هنگام بالا رفتن و استقرار بر منبر رو بر مردم كرده و بر آن‌ها سلام كند.  امير المؤمنين# در اين باره فرموده‌اند: از سنت است كه امام هنگام بالا رفتن بر منبر رو به مردم كرده و بر آن‌ها سلام كند  رأي بيشتر فقها نيز همين است  اما شيخ طوسي با تمسك به اصل برائت و تمام نبودن دليل، آن را مستحب نمي‌داند.  در توجيه نظر شيخ برخي گفته‌اند ممكن است سند حديث براي شيخ طوسي ثابت نشده باشد.

در ميان فقيهان شيعه، علامه حلي استحباب سلام را در دو موضع مي‌داند: اول، زمان بالا رفتن بر منبر و دوم در هنگام پايين آمدن از آن و در ادامه نيز تصريح كرده است كه سلام كردن در مرتبه دوم به وسيله مرتبه اول ساقط نمي‌شود چرا كه سلام اول مختص به افراد نزديك است و مرتبه دوم عام است و شامل همه مستمعين مي‌شود.  دليل ايشان حديثي است كه از طريق عامه نقل شده است پيامبر گرامي اسلام@ هنگام پايين آمدن از منبر بر كساني كه نزديك به منبر بودند سلام مي‌كرد و نيز زماني كه بر منبر مستقر مي‌شد نيز رو به مردم كرده و بر آنان سلام مي‌كرد. و نيز مستحب است كه خطيب پيش از ايراد خطبه‌ها بر محل استراحت كه اصطلاحا بر آن «مستراح» اطلاق مي‌شود قرار گيرد، مستراح درجه‌اي از منبر است كه خطيب بر آن مي‌ايستد.  اين نشستن به خاطر تأسي به پيامبر@ است؛  زيرا وقتي براي نماز جمعه خارج مي‌شدند بر روي منبر مي‌نشست تا مؤذن از اذان فارغ شود.  همچنين مستحب است كه امام جمعه هنگام ايراد خطبه‌ها در حال ايستاده بر «شمشير، عصا، كمان» و مانند آن‌ها تكيه كند.

از آداب ديگر نماز جمعه اين است كه خطيب جمعه فصيح و بليغ باشد؛ بدين معنا كه سخنانش روان و شيوا باشد؛ ميان كلماتش ارتباط و تناسب وجود داشته باشد و كلمات براي مخاطبان نامأنوس نباشد و به ذهنشان دشوار نيايد.  مستحب است كه خطيب در هنگام ايراد خطبه‌هاي نماز جمعه، در سرما و گرما، عمامه‌اي را به سر كند و ردائي از جنس برد يمني، عدني  يا عبري  بر دوش خويش اندازد. البته حكم پوشيدن عمامه منحصر به امام جمعه نيست بلكه در مورد مستمعين نيز آمده است.  بر اساس برخي از روايات خداوند و ملائكه بر كساني كه در روز جمعه و نماز جمعه، عمامه به سر مي‌كنند، صلوات مي‌فرستند.  همچنين مستحب است كه امام بر اوقات نماز مواظب باشد چون در اين صورت است كه كلام او دلنشين خواهد بود.  و نيز مستحب است كه خطيب چه در حال نشستن و چه در حال خطبه، رو به مردم باشد.  كوتاه كردن خطبه نيز مستحب است. برخي آن را مقيد به ترس از دست دادن وقت فضيلت نماز جمعه كرده‌اند و برخي نيز، مطلقا كوتاه كردن خطبه را مستحب دانسته‌اند.  در روايات، طولاني بودن نماز و كوتاه بودن خطبه، نشانه فهميده بودن امام جمعه دانسته شده است.  شايسته است كه خطيب با صداي بلند خطبه‌ها را ايراد كند؛ به‌ طوري كه‌ نمازگزاران‌ صداي او را بشنوند  و به هنگام بالا رفتن به منبر خطابه، با وقار و آرامش بالا رود.  و نيز سزاوار است كه نمازگزاران، خطبه‌هاي نماز جمعه را دقيقاً گوش دهند و اگر چرت بر آنان چيره شود، جاي خود را تغيير دهند.  همچنين دعا كردن بين فارغ شدن خطيب از خطبه و مرتب شدن صفوف نماز مستحب است. بر اساس برخي از روايات، اين هنگام يعني فارغ شدن امام از خطبه و مرتب شدن صفوف از جاهايي است كه در روز جمعه، دعا‌ها مستجاب مي‌شود.

مستحب است كه نماز جمعه بلند خوانده شود  اصطلاح فقهي آن، «جهر» خواندن حمد و سوره است. در برخي از روايات به مستحب بودن آن تصريح شده است.  استحباب بلند خواندن حمد و سوره در نماز جمعه، منحصر به امام جمعه نيست بلكه اگر كسي به ركعت دوم ملحق شود، در ركعت دوم خود نيز مي‌بايست با صداي بلند قرائت كند.  برخي از فقهاي متأخر نيز قول به وجوب جهر در نماز جمعه را موافق با احتياط دانسته‌اند.  و مستحب است قرائت را طولاني كند خصوصا اگر امام احساس كند كه كسي قصد پيوستن به جماعت را دارد تا ركعت او فوت نشود و از دست نرود، چون اعانت بر نيكي و تقوي است.

همچنين به‌ نظر فقهاي اماميه و شافعي، خواندن‌ سوره جمعه‌ در ركعت‌ اول‌ و سوره منافقون‌ در ركعت‌ دوم‌ مستحب است  بلكه برخي قرائت آن دو را در نماز جمعه احتياط واجب دانسته‌اند  اما برخي از فقهاي مذاهب ديگر اسلامي، مانند مالكي‌ها معتقدند كه در ركعت اول سوره جمعه و در ركعت دوم سوره غاشيه خوانده شود.  برخي نيز به استحباب قرائت سوره اعلي در ركعت اول و سوره غاشيه در ركعت دوم، فتوي داده‌اند  ولي فقهاي حنفي معتقدند كه هيچ سوره‌اي معين نشده و هر كدام را كه بخوانند كفايت مي‌كند.  به‌ نظر فقهاي شيعه‌، خواندن‌ دو قنوت‌: قنوت اول در ركعت‌ اول‌ قبل‌ از ركوع‌ و قنوت دوم در ركعت‌ دوم‌ پس‌ از ركوع‌ مستحب‌ است‌  البته ابن ادريس، شيخ مفيد و علامه حلي يك قنوت را مستحب دانسته‌اند؛  مطابق با ظاهر كلام شيخ صدوق، اين‌ قنوت‌ها واجب‌ دانسته‌ شده است،  برخي استحباب تعدد آن را هم براي امام و هم مأموم مي‌دانند و برخي فقط براي امام.  و نيز شايسته است كه امام در قنوت نماز جمعه، دعاهاي مأثوره را بخواند.

در روز جمعه اذان گفتن براي نماز عصر مكروه است بلكه سزوار است كه بعد از نماز جمعه يا ظهر جمعه بدون گفتن اذان، نماز عصر اقامه شود.  همچنين مستحب كساني كه نماز جمعه بر آنان واجب نيست نيز نماز ظهر روز جمعه خود را در مسجد اعظم شهر بخوانند.  همچنين كساني كه در سفر هستند نيز مستحب است كه در نماز ظهر روز جمعه قرائت را با صداي بلند و جهر بخوانند.  و نيز شايسته است كسي كه توانايي بر خواندن نماز جمعه را ندارد به جاي آن نماز اعرابي را بخواند.  خواندن برخي از سوره‌ها، فرستادن صلوات و دعا كردن بعد از پايان نماز جمعه و عصر نيز از آداب است.

منابع: الإستبصار فيما اختلف من الأخبار، محمد بن حسن معروف به شيخ طوسي (460ق)، تحقيق: سيدحسن موسوي خرسان، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1390ق؛ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار“، محمدباقر بن محمدتقي معروف به علامه مجلسي (1110ق)، تحقيق: جمعي از محققان، بيروت، دار إحياء التراث العربي، 1403ق؛ بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع، ابوبكر بن مسعود كاشاني (587ق)، تحقيق: محمد خير طعمه حلبي، بيروت، دار المعرفة، 1420ق؛ البيان، محمد بن جمال الدين عاملي معروف به شهيد اول (786ق)، تحقيق: محمد حسون، تهران، صدر، اول، 1412ق؛ تاج العروس من جواهر القاموس، سيد محمدمرتضي بن محمد حسيني زبيدي (1205ق)، تحقيق: علي شيري، بيروت، دار الفكر، اول، 1414ق؛ تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام، محمد بن احمد معروف به ذهبي (748ق)، تحقيق: عمر عبدالسلام تدمري، بيروت، دار الكتاب العربي، دوم، 1413ق؛ تحرير الأحكام الشرعية علي المذهب الإمامية، حسن بن يوسف معروف به علامه حلي (726ق)، تحقيق: ابراهيم بهادري، قم، مؤسسة الإمام الصادق#، اول، 1420ق؛ تذكرة الفقهاء، حسن بن يوسف معروف به علامه حلي (726ق)، تحقيق و نشر: مؤسسة آل‌البيت“ لإحياء التراث، قم، اول، 1414ق؛ التفسير، محمد بن مسعود معروف به عياشي (320ق)، تحقيق و تصحيح: سيدهاشم رسولي محلاتي، تهران، المكتبة العلمية الإسلامية، اول، 1380ق؛ تهذيب الأحكام، محمد بن حسن معروف به شيخ طوسي (460ق)، تحقيق: سيدحسن موسوي خرسان، تهران، دار الكتب الإسلامية، چهارم، 1407ق؛ جامع المقاصد في شرح القواعد، علي بن حسين معروف به محقق كركي (940ق)، قم، مؤسسة آل‌البيت“ لإحياء التراث، دوم، 1414ق؛ الجعفريات (الأشعثيات)، محمد بن محمد معروف به ابن‌اشعث كوفي (قرن 4ق)، تهران، مكتبة نينوي الحديثة، اول، بي‌تا؛ جمال الأسبوع بكمال العمل المشروع‏، علي بن موسي معروف به سيدبن‌طاووس (664ق)، تحقيق: جواد قيومي اصفهاني، قم، منشورات الرضي، ‏اول‏، 1330ق؛ جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، محمدحسن بن باقر نجفي معروف به صاحب جواهر (1266ق)، تصحيح: عباس قوچاني - علي آخوندي، بيروت، دار إحياء التراث العربي، هفتم، 1404ق؛ ذكري الشيعة في أحكام الشريعة، محمد بن جمال الدين عاملي معروف به شهيد اول (786ق)، تحقيق و نشر: مؤسسة آل‌البيت“ لإحياء التراث، قم، اول، 1419ق؛ رسائل الشهيد الثاني، زين‌الدين بن علي عاملي معروف به شهيد ثاني (965ق)، تحقيق: رضا مختاري، قم، مكتب الإعلام الإسلامي، اول، 1421ق؛ سنن ابن‌ماجة، محمد بن يزيد قزويني معروف به ابن‌ماجه (273ق)، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقي، دار الفكر، 1421ق؛ سنن النبي@، سيد محمدحسين بن محمد طباطبايي (1402ق)، تهران، كتابفروشي اسلاميه، پنجم، 1370ش؛ شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، جعفر بن حسن معروف به محقق حلي (676ق)، تحقيق: عبدالحسين محمدعلي بقال، قم، اسماعيليان، دوم، 1408ق؛ الطبقات الكبري، محمد بن سعد هاشمي معروف به ابن‌سعد (230ق)، تحقيق: محمد عبدالقادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، اول، 1410ق؛ الطراز الأول و الكناز لما عليه من لغة العرب المعول‏، علي بن احمد مدني شيرازي (1120ق‏)، تحقيق و نشر: مؤسسة آل البيت“ لإحياء التراث، مشهد، اول، 1384ق؛ فرهنگ ابجدي‏، فؤاد افرام بستاني (1906م‏)، ترجمه: رضا مهيار، تهران، انتشارات اسلامي‏، دوم، 1375ش؛ فرهنگ اصطلاحات و تعبيرات عرفاني، سيد جعفر بن علي سجادي (معاصر)، تهران، كتابخانه طهوري، سوم، 1375ش؛ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بيت“، زير نظر: سيدمحمود بن علي هاشمي شاهرودي (معاصر)، قم، مؤسسة دائرة معارف الفقه الإسلامي، اول، 1426ق؛ فقه الصادق#، سيد محمدصادق بن محمود حسيني روحاني (معاصر)، قم، دار الكتاب الإسلامي، اول، 1412ق؛ الفوائد الملية لشرح الرسالة النفلية، زين‌الدين بن علي عاملي معروف به شهيد ثاني (965ق)، قم، مكتب الإعلام الإسلامي، اول، 1420ق؛ قواعد الأحكام في معرفة الحلال و الحرام، حسن بن يوسف معروف به علامه حلي (726ق)، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، اول، 1413ق؛ الكافي في الفقه، تقي بن نجم معروف به ابوالصلاح حلبي (447ق)، تحقيق: رضا استادي، اصفهان، مكتبة الإمام أميرالمؤمنين#، اول، 1403ق؛ الكافي، محمد بن يعقوب معروف به كليني (329ق)، تحقيق: علي‌اكبر غفاري، تهران، دار الكتب الإسلامية، سوم، 1367ش؛ كتاب الخلاف، محمد بن حسن معروف به شيخ طوسي (460ق)، تحقيق: علي خراساني - سيدجواد شهرستاني، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، اول، 1407ق؛ كتاب السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، محمد بن منصور معروف به ابن‌ادريس حلي (598ق)، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، دوم، 1410ق؛ كتاب الصلوة، مرتضي بن عبدالكريم حائري يزدي (1406ق)، قم، دفتر تبليغات اسلامي، اول، 1404ق؛ كشف اللثام عن قواعد الأحكام، محمد بن حسن اصفهاني معروف به فاضل هندي (1137ق)، تحقيق و نشر: مؤسسة النشر الإسلامي، قم، اول، 1418ق؛ كلمة التقوي، محمد امين زين الدين (معاصر)، قم، مهر، سوم، 1413ق؛ لغت‌نامه، علي‌اكبر بن باباخان معروف به دهخدا (1434ش)، تهران، دانشگاه تهران، اول، 1328ش؛ المبسوط في فقه الإمامية، محمد بن حسن معروف به شيخ طوسي (460ق)، تحقيق: محمدباقر بهبودي - سيدمحمدتقي كشفي، تهران، المكتبة المرتضوية، سوم، 1387ق؛ مجمع الزوائد و منبع الفوائد، علي بن ابي‌بكر هيثمي (807ق)، بيروت، دار الكتب العلمية، 1408ق؛ مجمع الفائدة و البرهان، احمد بن محمد معروف به مقدس اردبيلي (993ق)، تصحيح و تعليق: مجتبي عراقي - علي‌پناه اشتهاردي - حسين يزدي، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، اول، 1403ق؛ مختلف الشيعة، حسن بن يوسف معروف به علامه حلي (726ق)، تحقيق و نشر: مؤسسة النشر الإسلامي، قم، دوم، 1413ق؛ مسالك الأفهام إلي تنقيح شرائع الإسلام، زين‌الدين بن علي عاملي معروف به شهيد ثاني (965ق)، تحقيق و نشر: مؤسسة المعارف الإسلامية، قم، اول، 1413ق؛ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، حسين بن محمدتقي معروف به محدث نوري (1320ق)، تحقيق و نشر: مؤسسة آل‌البيت“ لإحياء التراث، بيروت، اول، 1408ق؛ مصباح الفقيه، رضا بن محمدهادي همداني (1322ق)، تهران، مكتبة الصدر، چاپ سنگي، بي‌تا؛ مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، محمد بن حسن معروف به شيخ طوسي (460ق)، بيروت، مؤسسة فقه الشيعة، اول، 1411ق؛ مفتاح الكرامة في شرح قواعد العلامة، سيدمحمد جواد حسيني عاملي (1226ق)، تحقيق: محمدباقر خالصي، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، اول، 1419ق؛ المقنع، محمد بن علي معروف به شيخ صدوق (381ق)، تحقيق و نشر: مؤسسة الإمام الهادي#، قم، اول، 1415ق؛ المقنعة، محمد بن محمد معروف به شيخ مفيد (413ق)، قم، كنگره¨ جهاني هزاره¨ شيخ مفيد، اول، 1413ق؛ من لا يحضره الفقيه، محمد بن علي معروف به شيخ صدوق (381ق)، تحقيق: علي‌اكبر غفاري، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، دوم‏، 1413ق؛ منتهي المطلب في تحقيق المذهب، حسن بن يوسف معروف به علامه حلي (726ق)، تحقيق: بخش فقه مجمع پژوهش‌هاي اسلامي، مشهد، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي آستان قدس رضوي، اول، 1412ق؛ موسوعة الفقه الإسلامي طبقاً لمذهب اهل‌البيت“، زير نظر: سيدمحمود بن علي هاشمي شاهرودي (معاصر)، تحقيق و نشر: مؤسسة دائرة معارف الفقه الإسلامي، قم، اول، 142ق؛ النوادر، سعيد بن هبةالله معروف به قطب‌الدين راوندي (573ق)، تحقيق: احمد صادقي اردستاني، قم، بنياد فرهنگ اسلامي كوشانپور، اول، 1418ق؛ نهاية الإحكام في معرفة الأحكام، حسن بن يوسف معروف به علامه حلي (726ق)، تحقيق: سيدمهدي رجايي، قم، اسماعيليان، دوم، 1410ق؛ النهاية في مجرد الفقه و الفتاوي، محمد بن حسن معروف به شيخ طوسي (460ق)، بيروت، دار الكتاب العربي، دوم، 1400ق؛ وسائل الشيعة (تفصيل وسائل الشيعة إلي تحصيل مسائل الشريعة)، محمد بن حسن معروف به حر عاملي (1104ق)، تحقيق و نشر: مؤسسة آل‌البيت“ لإحياء التراث، قم، اول، 1409ق.

سيد ادريس موسوي

کپی لینک کوتاه
متن برای شناسایی تازه سازی CAPTCHA