نمایش محتوای سبز

1399/11/8 - 13:21
نكاتى پيرامون بهبود كيفيت خطبه‏ ها

نكاتى پيرامون بهبود كيفيت خطبه‏ ها

 ميدان نمازجمعه براى بلاغ و تبيين، چند نكته مخصوص به خود دارد كه بايد به آن‏ها توجه كرد.

 يكى اين‏كه اين ميدان، فقط مخصوص بيان مسائل اعتقادى يا سياسى يا بيان دردها نيست، اين يك ميدان عمومى است، بايد همه‏ چيز در جاى خود در آن وجود داشته باشد. نبايد خطبه ‏هاى نمازجمعه را منحصر به مسائل سياسى كنيم، هم‏چنان كه نبايد آن‏را به مسائل صرفاً اخلاقى و معنوى و تذكر منحصر كنيم، هم‏چنان كه نبايد آن‏را به بيان نابسامانيها يا اشكالاتى كه به نظر ما مى‏رسد، منحصر كنيم. مجموعه آنچه را كه ذهن مردم نسبت به آن در حال استفسار است يا مورد نياز ذهن مردم است، بايد در خطبه نمازجمعه گنجانيد، هم مسائل اعتقادى را بايد آورد، هم مسائل سياسى را بايد ذكر كرد، هم بقيه چيزهايى كه مردم نياز دارند.

 نكته دوم اين است كه نمازجمعه، چون زبانى است كه عن الله و عن الاسلام دارد حرف مى‏زند، بايد ذهن و ذهنيت مخاطبان را كه آن‏ها را احاطه كرده است، درست ملاحظه كند و بشناسد كه چه چيزهايى در ذهن مخاطبان وجود دارد كه احياناً موجب سؤال و اشكال و مورد ابهام است؟ اين را بايد خطيب نمازجمعه بداند، تا به مقتضاى آن نياز، مطالبى از زبان و دل و ذهن امام جمعه صادر شود. بايد ديد سوالات مردم چيست، لذاست كه امام جمعه محتاج اين است كه در ميان مردم و با مردم باشد، با مردم بنشيند و از آن‏ها بپرسد و درد دلهايشان را بشنود، كنار ماندن ائمه محترم جمعه از مردم و اجتماعات و حرفهاى آن‏ها، مصلحت نيست.

 يكى از چيزهايى كه بنده از اوايل انقلاب در رفت و آمد با جوانها و دانشگاه‏ها و قبل از رياست جمهورى و در دوره رياست جمهورى حس كردم، اين بود كه دشمنان نظام اسلامى، از همه چيز بيشتر، از ابهامها و گره‏هاى ذهنى جوانها و مردم استفاده مى‏كنند، سوالى به‏وجود مى‏آيد و به آن پاسخ داده نمى‏شود، اين مى‏شود يك عقده در ذهن جوان. اگر سؤال‏

 بماند و يك ابهام و يك سؤال ديگر به آن اضافه و متراكم شود، بتدريج مثل خوره‏اى بهجان ايمان و اعتقاد و محبت او خواهد افتاد و او را از كار خواهد انداخت. پس بايد سوالها را شناخت، تا بتوان به آن‏ها پاسخ گفت. بايد ذهن جوانها را دانست، تا بتوان ابهام را از ذهن آن‏ها برطرف كرد. ما به كمك و لطف الهى، در زمينه مسائل اسلامى و سياسى خودم و آنچه مربوط به نظام جمهورى اسلامى است، هيچ نقطه ‏اى كه توانيم در مقابل مردم به آن پاسخ بدهيم، نداريم. با شناخت آنچه مايه ابهام در ذهن مخاطبان است، مى‏توان آن‏را پاسخ گفت.

 نكته ديگرى كه در باب نمازجمعه وجود دارد و همه آقايان محترم به آن توجه دارند و نسبت به آن، متصدى كار و بيان مى‏شوند، مسأله جريانهاى سياسى و اخبار دنيا و اخبار جامعه است كه بايد امام جمعه آن‏ها را به مردم بگويد و آن‏ها را مطلع كند، اين بخشى از همان تبيين و بلاغ است. مردم اگر ندانند جريانهاى محيط بر آن‏ها چيست، ممكن است دچار مشكل شوند. امروز با توسعه صداها و بوقهاى تبليغاتى دنيا، اين مشكل به مراتب بيشتر است. مردم بايد بدانند در دنيا و پيرامون و جامعه آن‏ها چه مى‏گذرد و هدف چيست. ائمه جمعه با بلاغت، آگاهى، بصيرت و پختگى، اين توفيق را پيدا كنند كه اين مسائل را براى مردم بيان كنند تا آن‏ها نسبت به مسائل كشور دچار ابهام نشوند، بنابراين، نمازجمعه ذوابعاد است، هم به مسائل اعتقادى و اخلاقى و هم به مسائل سياسى و مسائل مربوط به زندگى مردم مى‏پردازد.

 بهترين قشرهايى كه دلشان زود جذب حقايق مى‏شود، جوانهايند. اگر بتوان اين مخاطب‏شناسى و سؤال‏شناسى را نسبت به جوانها انجام داد، سرمايه ارزشمندى كه شما داريد مصرف مى‏كنيد، سرمايه ذهنتان، فكرتان، زبانتان، نيرويتان، تا ذره آخر مثمرثمر خواهد شد و جواب خواهد داد. گمان مى‏كنم بر اين اساس، بار سنگينى بر دوش ما مسؤولان امامت جمعه قرار دارد. گرچه بنده كمتر توفيق دارم كه به نمازجمعه بروم، اما امت جمعه، حقيقتاً يك افتخار است و به همان نسبت، مسؤوليت سنگين و بزرگى هم هست. بركاتى هم كه از ناحيه نمازجمعه و تبيين، براى مردم ما پيدا شده است، در طول سالهاى انقلاب تا امروز، هم در جنگ، هم در بخشهاى ديگر، حقيقتاً زياد بوده است.

کپی لینک کوتاه
متن برای شناسایی تازه سازی CAPTCHA