1399/11/2 - 19:23
نسخه چاپی
۱۳جمادی الثانی:
وفات حضرت «ام البنین (س)» و روز تكریم مادران و همسران شهدا
حضرت ام البنین (س)؛ الگوی ماندگار مادران و همسران شهدا
چکیده: ۱۳جمادى الثانى مصادف است با سالروز وفات بانوى صبر و استقامت، حضرت «امالبنین» همسر گرامى حضرت امیرالمومنین(ع) و مادر علمدار كربلاحضرت قمر بنىهاشم ابوالفضل العباس(ع).
به همین مناسبت وفات این شیر زن صدراسلام كه در زندگى وفادارانه خود با حضرت امیرمومنان(ع) سختىها و مرارتهاى بسیارى را تحمل كرد و پس از آن نیز در عزادارى فرزندان شهید خود در واقعه جانگداز كربلا صبر و استقامت ورزید و به رشادت آنان فخر و مباهات كرد؛ روز «تكریم مادران و همسران شهدا» نام گذارى شده است تا جایگاه مهم این عزیزان در پیروزى اسلام و غلبه بر دشمنان گرامى داشته شود. بانوانى كه با بصیرت و ولایتمدارى خود همچون حضرتام البنین(س) اگرچه در كارزار جهاد كربلاى ایران حضور نداشتند، اما عطر ایمان، نگاه ولایتمدار، تفكر حسینى و شجاعت ایثارگرى را قطره قطره در كام فرزندانشان نشاندند و دلیرانه در كنار همسران خود ماندند كه بدون هیچ ملاحظه و دغدغه-اى، خانه و خانواده را ترك گفته و جان در طبق اخلاص نهاده و حماسه شهادت و ایثار را در تاریخ این سرزمین جاودانه كنند.
*مادرى مهربان براى فرزندان فاطمه زهرا(س) و همسرى دلسوز براى على(ع)
بعد از شهادت فاطمه زهرا(ع)، على بن ابى طالب(ع) برادرش عقیل را كه آشنا به علم نسبشناسى عرب بود، فراخواند و از او خواست كه برایش همسرى از تبار دلاوران برگزیند. عقیل، «فاطمه بنت حِزام مشهور به فاطمه كلابیه» را براى حضرت برگزید كه قبیله و خاندانش، بنى كِلاب، در شجاعتبىمانند بودند و حضرت على(ع) نیز این انتخاب را پسندید.
اولین روزى كه فاطمه به خانه حضرت على(ع) قدم گذاشت، حسن و حسین(ع) مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آنكه وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و همچون مادرى مهربان به دلجویى و پرستارى آنان پرداخت. این بانوى مهربان و فهمیده و دلسوز، بعد از گذشت مدتى از زندگى مشترك با على(ع)، به امیرالمؤمنین پیشنهاد كرد كه به جاى «فاطمه»، او را «امالبنین» صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا(س) از ذكر نام اصلى او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا(س) نیفتند و درنتیجه، خاطرات گذشته، در ذهن آنها تداعى نگردد و رنجبىمادرى آنها را آزار ندهد. ام البنین برآن بود كه در زندگى جاى خالى حضرت زهرا(س) را براى فرزندان ایشان پركند؛ مادرى كه همسرى فداكار براى شوهر خود و مادرى مهربان براى فرزندانش بود.
شیوه رفتار حضرتام البنین(س) با فرزندان فاطمه زهرا(س) بهنحوى بود كه در وجود این بانوى پارسا، مادر خود را مىدیدند و رنج فقدانِ مادر را كمتر احساس مىكردند. نوشتهاند هنگام تولد حضرت عباس(ع)، امام على(ع) نوزاد خود را در آغوش كشید و نوازش كرد. سپس اشك او جارى شد و دستان عباس(ع) را بوسید و او را در آغوش خود فشرد. امّالبنین(س) با دیدن این منظره، از او پرسید: «چرا دستان او را مىبوسید؟ آیا عیبى در آن هست؟» امام على(ع) فرمود: «اگر خویشتندار باشى، خواهم گفت. این دستها در پى یارى فرزندم حسین(ع) در كربلا قطع مىشوند و...» اشك در چشمان این مادر حلقه زد، ولى فرو نچكید؛ زیرا عشق و علاقه او نسبت به این خانواده به اندازهاى بود كه خود و فرزندانش را به دست فراموشى سپرده بود. او به جاى زارى، عزم خود را جزم كرد تا ثمره زندگىاش را براى فداكارى در آن روز بزرگ آماده سازد.
*تربیت شیرمردان واقعه كربلا
ثمره زندگى مشترك حضرتام البنین(س) با حضرت على(ع)، چهار فرزند پسر شجاع و دلیر به نامهاى «قمربنىهاشم حضرت ابوالفضل العباس(ع)، عبداللّه، جعفر و عثمان» بود كه بهدلیل داشتن همین پسران، او را امالبنین، یعنى مادر پسران نیز مىخواندند. این فرزندان همانگونه كه حضرت على(ع) از ازدواج باام البنین قصد كرده بود یعنى به دنیا آوردن فرزندانى شجاع و دلیر، همگى با تربیت یافتن در دامان چنین مادرى، شیرمردانى شدند كه به وقت جهاد در واقعه كربلا به غایت شجاعت تكلیف خود را ادا كردند و حماسه آفریدند و به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه فرزند حضرت ابوالفضل(ع) ادامه یافت. با شهادت چهار فرزند امالبنین(س) در كربلا، این بانوى شكیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد و دركنار همسر شهید بودن، افتخارى دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.
آن شیر زن عرب و بانوى با بصیرت آنگونه به حقیقت مكتب اسلام و جایگاه امامت و ولایت و ایثار و شهادت در راه آن ایمان داشت كه وقتى خبر شهادت امام حسین(ع) توسط «بشیر بن حذلم» كه مأموریت یافته بود مردم مدینه را از فاجعهاى كه در كربلا رخ داده آگاه سازد، به حضرت امّالبنین(س) رسید، جلو آمد و با گریه گفت: «بشیر! از حسین(ع) مرا باخبر كن!» بشیر در پاسخ او گفت: «اى امّالبنین! خداى تو را صبر دهد! عباس(ع) تو كشته شد. امّالبنین(س) دوباره گفت: «از حسین(ع) بگو!» بشیر شرح شهادت فرزندان او را بازگفت. او در خلال سخن بشیر گفت: «فرزندان من و آنچه زیر این آسمان است فداى اباعبدالله(ع) باد!» وقتى بشیر چگونگى شهادت امام حسین(ع) را گفت، امّالبنین(س) نالهاى زد و گفت: «اى بشیر! بند دلم را پاره كردى.»
*حضرتام البنین؛ مبلغ واقعه عاشورا
حضرت امالبنین(س) كه در واقعه كربلا فرزندان خود را از دست داد، نه تنها از این واقعه اندوهگین نشد، بلكه با آگاهىاى كه از فضاى زمانه و تبلیغات شوم و خلاف واقع یزیدیان در بهرهبردارى از واقعه عاشورا داشت، تمام سعى و تلاش خود را بر این داشت كه به تبلیغ و ارسال پیام حقیقى كربلا اقدام نماید. بههمیندلیل با فصاحت و بلاغتى كه داشت مشغول به سرودن مرثیه در رساى فرزندان خود كرد تا نداى مظلومیت كربلاییان را به گوش نسلهاى آینده برساند. سیدمحسن امین نقل مىكند كه وقتى خبر شهادت فرزندانش به او رسید، سرشك اشك از دیده فروریخت و با روحیهاى قوى در اشعارى گفت: «اى كسىكه فرزند رشیدم عباس را دیدى كه همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان على(ع) همه شیران بیشه شجاعتند. شنیدهام بر سر عباس عمود آهنین زدند، درحالیكه دستهایش را قطع كرده بودند؛ اگر دست در بدن پسرم بود، چه كسى مى توانست نزد او آید و با او بجنگد؟»
ایشان هر روز به همراه پسرِ حضرت عباس(ع)، عبیداللّه كه همراه مادرش در كربلا حضور داشت و سند زندهاى براى بیان وقایع عاشورا بود، به بقیع مىرفت و نوحه مىخواند. اهل مدینه نیز با دیدن گریه او مىگریستند بهطورى كه نگاشتهاند حتى «مروان بن حكم» كه از دشمنان امام و از مخالفین سرسخت اهلبیت(ع) بود از گریه امّالبنین(س) و نوحهگرى او متأثر مىشد.
*مادران و همسران شهدا، حماسه سازان انقلاب اسلامى
مادران و همسران شهدا همانند امالبنین(ع) در طول۸سال دفاع مقدس حماسههاى جاویدى ساختند كه قلم توانایى نوشتن آن نیست و تاریخ همیشه از آن یاد خواهد كرد. آنان با صبر و استقامت خود دشوارىها را تحمل كردند و با پیروى از دستورات ولى امر خود، عزیرترین سرمایه و دارایى خود را فداى اسلام و انقلاب كردند و نه تنها هیچگاه از فداكارى خود احساس شرمندگى نكردند بلكه بر آن افتخار كردند تا دشمن را ناامیدتر كنند.
همسران شهدا هم با تحمل سختىها در دورى از همسران خود، با تربیت یادگارانشان، آنها را براى انقلاب و دوران شكوفایى این سرزمین آماده كردند. اگر ایثار و شهامت، شجاعت، صبر و استقامت این شیر زنان ایران زمین نبود، خدا مىدانست چه بر سر نهال نو پاى انقلاب مىآمد، این دلاور زنان بودند كه فرزندان جوان و نوجوان خود را براى خط مقدم جبهه آماده مىكردند و براى دفاع از ولایت سینه سپر مىكردند تا یك وجب از خاك مقدس این سرزمین در دست دشمن تا دندان مسلح نیفتد. امروز تكریم رشادتها و صبر و استقامت آنان، از ارزشهاى انقلاب و جهاد و شهادت است كه باید تكریم شود و همچون سرمایههاى انقلاب پاس داشته شود تا شیوه و روش تربیتى و سبك زندگى آنان، نسل به نسل در تربیت انقلابى و دینى جوانان این سرزمین، انتقال پیدا كند.
کپی لینک کوتاه